تبليغاتX
رقص در حصار
سخنرانی قابل تامل دکتر داوودی درباره مسکن

یادم نمی رود در کلاس های اقتصاد ایران که با چهار استاد داشتیم، با قوت استدلال دکتر پرویز داوودی در اقتصاد ایران و فهم عمیق او از اقتصاد جهان آشنا شدم. اما وقتی او معاون اول دکتر احمدی نژاد شد، تازه با برخی مباحث او چون اصلاح بانکهای ربوی و بیمه و گمرک و ... آشنا شدم و او را مرد عمل دیدم که فقط شعار عدالت نمی دهد و شجاعت عمل و کم کردن بهره بانکی را دارد گرچه بسیاری از بزرگان گردن کلفت هم لاآن مخالف باشند و کارشناسان سودمحور با آن مخالف باشند.

خیلی ها به دولت نهم برچسب های ناچسب می زنند و نقش همه عوامل جهانی و داخلی و تورم بی نظیر و خشکسالی و گرمای تابستانی  و سرمای بیسابقه در پنجاه سال اخیر در اقتصاد ایران را نادیده می گیرند. واقعا ظلم عظیمی به این دولت می کنند،در حالی که اجرای سیاست زمین های ۹۹ ساله قیمت زمین یکی از اقوام ما در قم که بسیار پرتراکم است را تا بیست درصد پایین اورد. امید که دربقیه موارد هم حق یار این دولت مردمی و دلسوز باشد که انصافا دولت دکتر احمدی نژاد در بحث عمل گرایی و همنوایی با محرومین در بین دولت های اخیر از ۱۲ سال پیش تاکنون که یادم هست بی نظیر است.اینرا دشمنانش هم اعتراف کرده اند.آخرین جلسه دولت با ۱۰۰ اقتصاددان وهمراهی آنهاباطرح تحول ساختاری اقتصادی گویای همین نظر است:

 ****دکتر جمشیدپژویان استاد اقتصاد دانشگاه علامه خاطرنشان کرد:افزايش درآمد قشر کم درآمد با اجراي اصلاحات اقتصادي

****دکتر ابراهیم رزاقی استاد اقتصاد دانشگاه تهران: نشست رئيس‌جمهور با اقتصاددانان در طول تاريخ کم نظير بود

****دلالان مسكن بايد از اول مهر ماليات بپردازند

****استقبال مراجع از ارزشگرايي دولت نهم: دکتراحمدي‌نژاد با احياي ادبيات انقلاب، روح تازه در انقلابيون دميد

****دکتر احمدی نژاد:يك روز هم ازعمردولت مانده باشد، اصلاحات اقتصادي را عملي مي‌كنيم

         سياست‌هاي دولت براي مقابله با تورم و حل معضل مسكن

 بحث تورم و افزايش قيمت‌ها يكي از معضلاتي است كه همة  ما با آن روبه‌رو هستيم. در واقع وقتي مصرف‌كننده، كالايي خريداري مي‌كند و فروشنده كالايي مي‌فروشدو....وبلاگ ارزشمندصهیون پژوه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد مهدی در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 1:12 بعد از ظهر |
 

پارادوکسی به نام دانشگاه (2)

درمطلب پیشین بطور مختصر و بعوان مقدمه برخی سوالات را در مورد دانشگاه و سیستم آموزشی دانشگاهی مطرح نمودم ؛در ادامه ضمن همان بحث به چگونگی آغاز بکار دانشگاه در ایران و چیستی آموزش دانشگاهی می پردازم.

اولین دانشگاه ایران که همان دانشگاه تهران باشد در زمان رضا شاه و بدست علی اصغر حکمت و محمدعلی فروغي به سال 1313 تاسیس گردید. جالب اینکه هر دوی این افراد از محصلان غرب و سردمداران فراماسونری در ایران بودند و طبیعتا هدفشان ایجاد پایگاه برای اندیشه سکولاریستی در مقابل اندیشه های دینی بود.نباید چنین پنداشت که این افراد فقط بقصد تربیت دانشمندان ایرانی چنین دانشگاهی را با این همه تفاوت از جامعه ایرانی بنیان گزاردند؛ این افراد بطور اتفاقی دست به تاسیس دانشگاه نزدند؛ هر دوی آنها از اساتید فلسفه غرب بوده و اولین کتب فلسفی غرب را بفارسی ترجمه کردند( کتاب سیر حمکت در اروپای فروغی هم اکنون نیز از منابع سوالات کارشناسی ارشد رشته فلسفه است؛ جالب اینکه فروغی در همین کتاب نیز اشاره کرده است که در پی نشر تفکر فلسفی غرب در ایران است و سعی در تغییر دیدگاه ایرانیان با انتشار این کتاب دارد). آنها بخوبی از تفاوت ماهوی این سیستم آموزشی و پارادایم درونی آن مطلع بودند؛ در حقیقت آنها می دانستند برای تغییر مسیر جامعه ایرانی باید ابتدا شیوه آموزش و تفکر نخبگان را تغییر داد.

و جای گفتن هم ندارد که بخوبی به مقصود خویش دست یافتند؛ با کپی کردن منابع درسی غرب که پارادایمی دقیقا متضاد با پارادایم ما دارد چه اتفاقی می افتد؟ بسیار ساده و واضح است :

اگر دانشجویان ما دانشجویان سر بزیری باشند و آنچه استاد از روی منابع غربی تدریس می کند را خوب بفهمندو....   وبلاگ خدایان شیطانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد مهدی در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 1:7 بعد از ظهر |
پارادوکسی به نام دانشگاه(1)

 چند روز پیش در کلاس جامعه شناسی خانواده بحث در مورد تحولات خانواده و انواع خانواده های سنتی و مدرن بود؛ و در نقد خانواده های سنتی و مسایلی مانند ازدواج موقت سخن ها رانده می شد. درس به آنجا رسید که مدرس پس از توصیف خانواده های همجنس (همجنس بازان) گفت: "نباید نگران از بین رفتن خانواده یا به فکر احیای خانواده های سنتی بود ،بل که باید به این درک برسیم که نهاد خانواده در حال تحول است! "در پایان کلاس یکی از دوستان رند فرمود:" به این نتیجه رسیدیم که همجنس بازی از ازدواج موقت بهتر است!!"

***

از زمانی که وارد دانشگاه شده ام یکی از اصلی ترین دغدغه هایم بررسی سیستم دانشگاه بوده است.

-          دانشگاه های ما از کجا آمده اند؟

-          بنیان گزاران دانشگاه کیستند؟

-          هدفشان چیست؟

-          دانشگاه با کدام پارادایم جهان را توصیف می کند؟

-          دانشگاه طبق کدام منطق سخن می گوید؟

-          چه کسانی را تربیت می کند؟

-          و ...

چرا دانشجویان ما اغلب بریده از سنت و دین هستند؟ چرا پس از ورود به دانشگاه فکر می کنند روشنفکر شده اند؟(1)

جالب اینجاست که خود دانشگاه های غرب به بررسی متد می پردازند و در روش هایشان هم شک می کنند. اما دانشگاه های ما هنوز شک در پایه های مدرنیته را بر نمی تابند( مانند فیلوزوف های خیال باف عصر روشنگری هنوز از خواب خرگوشی بیدار نشده اند؛ گویا قرن ها با برادران ناتنی خود- دانشگاه های اروپاییی- در اروپا عقب هستند)

این علم سکولار چه بر سر ما خواهد آورد؟

                

یعنی واقعا فارغ التحصیلان این دانشگاه ها می توانند برای ما برنامه ریزی کنند؟ مگر این دانشجویان تنها نسخه ی ضعیفی از فارغ التحصیلان هاروارد و اکسفورد و ییل نیستند؟ پس چگونه خواهند توانست هم بر آنها غلبه کرده و هم طرحی نو در علم و آگاهی و دانش و زندگی در اندازند؟؟!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد مهدی در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 1:3 بعد از ظهر |