تبليغاتX
رقص در حصار

هنگامی که سال ها پیش امام خمینی، حکم قتل سلمان رشدی را به سبب نگارش کتاب آیات شیطانی صادر کرد، شاید کمتر کسی اهمیت این حکم را به خوبی درک می کرد و احتمالاً از همین روی بود که عده ای در داخل نیز به این حکم امام مظنون بودند.

 

اما این حکم تا به امروز از سوی مسلمانان اجرا نشد و ولایتمدارانی همچون ابومازح نیز که مصمم به اجرای آن شدند، به شهادت نائل گشته و از اجرای آن  بازماندند و در این میان نیز کسانی که خود انگیزه ای برای اجرای حکم نداشتند و دوست داشتند پشت سنگرها خدمت! کنند، موسساتی را تأسیس کرده و برای مجری حکم سلمان رشدی جوایزی تعیین کردند. البته افرادی هر چند بسیار معدود از جمله عطاالله مهاجرانی پیدا می شدند که از طریقی دیگر پاسخ سلمان رشدی را دادند و در جواب کتابش، کتابی نگاشتند.

 

                                        

 

معطل ماندن حکم سلمان رشدی به همین منوال ادامه می یافت و حتی در برهه هایی که فضا برای هفت تیرکش ها کمی مساعدتر می شد، شبهه هایی نیز بر آن وارد می شد از این قبیل که این حکم در زمان امام بوده و اکنون نظر رهبر انقلاب چنین نیست؛ تا از این طریق به کلی قید چنین حکمی زده شود و سلمان بیچاره نیز بعد از حدود 20 سال که شمشیر را بالای سر خود می بیند، زندگی خود را ادامه دهد اما این بار آسوده.

 

اما شاید اولین باری که بعد از مدت ها فراموشی، بار دیگر حکم امام در مورد سلمان رشدی به یادها رجوع کرد، در ماجرای توهین به پیامبر بود از سوی "کورت ويستر گارد" کاريکاتوريست توهين کننده به پيامبر اسلام؛ که شاید این اقدام هماهنگ غرب در مواجهه با اسلام محکی بود برای سنجش میزان واکنش های مسلمانان به این توهین.

 

            

 

این بار نیز حکم قتل کاریکاتوریست دانمارکی صادر شد و باز هم این حکم مسکوت ماند تا حدس غربی ها درست از آب دربیاید که مسلمانان آنقدرها هم که شلوغش می کنند، نیستند و بعد از کمی داد و فریاد به خانه های خود رفته و شتری را که دیده اند، نادیده می انگارند.

 

اما بالاخره پس از مدت ها کش و قوس خیرت ویلدرز سیاستمدار راستگرای هلندی فیلم جنجالی خود-فتنه- در توهین به قرآن را در اینترنت منتشر کرد و نشان داد که برای توهین به اسلام و قرآن و مسلمانان مصمم تر از مسلمانان است برای دفاع از اسلام.

 

هر چند این فیلم از سوی اغلب مجامع بین المللی از قبیل سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان کنفرانس اسلامی و همچنین دولت هلند و دانمارک! و ... محکوم شده است اما نگاهی به بیانیه های صادر شده از سوی این مجامع و گفته های رجال سیاسی یاد شده، لطایف جالبی را با خود به همراه دارد.

 

             ویلدرز

 

سخنان «بان کی مون»، دبیر کل سازمان ملل متحد در بیانیه خود مبنی بر اینکه هيچ چيز تحريك به خشونت! و كينه توزي! را توجيه نمي‌كند، سخنان «پيير شتگ مولر» وزير خارجه دانمارك در خصوص پخش فيلم ضد اسلامي که آن را اقدامي غيرمنصفانه و عاملي براي ايجاد تنش در جهان دانسته است، همچنین سخنان نخست وزیر هلند که این فیلم را موضع دولت هلند ندانسته است و ... همگی پیش از آنکه در مذمت توهین به یک مذهب و عقیده بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان باشد، از ترس واکنش مسلمانان بیان شده است. 

 

شرکت اینترنتی "لایو لیک " که میزبانی فیلم ضد اسلامی "فتنه" ساخته نماینده دست راستي پارلمان هلند را به عهده داشت نیز اعلام کرده است که به دلیل «ترس از خطرهائی که متوجه کارکنان اين موسسه است»، فیلم موهن و ضد اسلامي مذكور را از روی "سايت مركزي" خود بر داشته است.

 

لذا گفته های بالا همگی ناشی از این است که تنها چیزی که غرب غارتگر را از توهین به مقدسات یک و نیم میلیارد مسلمان باز می دارد، تنها واکنشی در خور به این اقدامات است تا بر اساس شرع مقدس خود، عامل سبّ قرآن و سبّ نبی را به مجازات در خور خود که همان «قتل»  است برساند.

 

سخن آخر: مسلماً اگر حکم امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) در خصوص سلمان رشدی از سوی یک و نیم میلیارد مسلمان بر روی زمین نمی ماند، دیگر شاهد ظهور ویسترگاردها و ویلدرزها نبودیم و این سرچشمه گنداب توهین به دین اسلام خشکانده می شد.

 

نکته آخر: «رشدی، ویسترگارد، ویلدرز»؛ نفر بعدی هم هست اگر حکم رشدی ها اجرا نگردد.

 

برگرفته ازوبلاگ کیان

 

حرکت وبلاگی در واکنش به فتنه افکنی فیلم موهن به قرآن کریم

 

تخم فتنه فیلدرز.....

 

ویژه/ جزییات فیلم " پاسخ به فتنه"

 

جزئیات انتشار اینترنتی فیلم ضد اسلامی نماینده هلند

+ نوشته شده توسط محمد مهدی در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 0:49 قبل از ظهر |

آن روزمبارک

سال 86 برای من بسیار مبارک شروع شد.زمان تحویل سال گذشته ساعت 3و37دقیقه و 26 ثانیه روزچهارشنبه بود ومن باتلاش فراوان خود رابیدارنگه داشته بودم .نمیدونم فرخندگی سال 86 برای من چقدر به شیوه اغاز آن ربط داره اما حالا که فکر میکنم زیاد هم بنظرم بیربط نمیاد.

ماجراازاین قراربود که بهمن85  ثبت نام عمره دانشجویی با سهمیه یک نفراغازشد.من با 3نفر از دوستان ثبت نام کردیم.بعد از مدتی قرعه کشی انجام شد دراتاق اموزش مسئول فرهنگی را دیدم و از او درباره قرعه کشی سوال کردم و گفت که نام یکی از خواهران در امده ومنم از آنجایی که امیدی به در امدن نامم نداشتم باناامیدی گفتم پس اسم ما درنیامد .خیلی متاسف شدم و مسئول فرهنگی هم که میدانست چقدر مشتاق رفتن هستم باافسوس گفت انشاءالله سال دیگه. وقتی از پله های دانشگاه پایین میامدم ته دلم به خدا گفتم :توکه خودت میدونی چقدر سال 85 برام بد بوده چقدر عذاب روحی و روانی داشتم که تامرزافسردگی پیش رفتم هیچ کس به اندازه من حقش نبود........اماخوب باشه شاید لایق نبودم دیگه.

ازطرفی وقتی میدیدم که برخی ازدوستانم دردانشگاههای دیگه هم به این سفرمشرف شدن هم بسیار حسرت میخوردم هم اینکه احساس میکردم حتما اونها از من بهتر بودن.برای من ارزش عمره دانشجویی ازهرعمره دیگربیشتر بودودوست داشتم تادانشجو هستم باسایرهم نوعانم به این سفربروم.

خلاصه این جریان گذشت تا عید سال 86 فرارسد.بعدازظهر4فروردین86 تلفن زنگ زد.شماره رانمیشناختم گوشی رابرداشتم و پس ازاحوالپرسی متوجه شدم مسئول فرهنگی دانشگاهمان است تعجب کردم.بمن گفت یه خبرخوب برات دارم ولی مژدگانی ماروباید بدی! گفتم چی؟

گفت: حدس بزن؟

گفتم :اسمم برای کربلا دراومده چون اونجا هم ثبت نام کردم؟

گفت: نه بهتره.

گفتم: خوب عمره که نیست چون شما گفتین قرعه کشی کردین اسم من در نیامده بود.

گفت :اتفاقا همونه

گفتم: چطوری؟

گفت: اون خانوم از فارغ التحصیلان بود، دانشگاه اجازه نداد دوباره قرعه کشی کردیم اسم خانومی درامد که بخاطر مشکل مالی نتونست قبول کنه بارسوم که قرعه کشی کردیم اسم شمادرامد شماهم که میری دیگه؟

من که داشتم از تعجب خشکم زده بود گفتم :آره

گفت: مشکل مالی هم که میدونم نداری که انقدر مشتاق بودی ؟

گفتم: نه

گفت :الان چه احساسی داری ؟

گفتم:نمیدونم باورم نمیشه

گفت :تبریک میگم اون دونفری که نتونستن برن خیلی التماس دعا دارنها خیلی گریه کردن دنبال این بودن ببینن اسم کی دوباره درمیاد........مدارک دیر برامون ارسال شده روز اخری دستمون رسیده حالاادرس خونتون همونیه که اینجا نوشتی برات بیارم چون باید زود پرکنی تابفرستیم....................

بعد ازاینکه گوشی رو گذاشتم خداروشکرکردم وباکلی سروصدابه مامانم گفتم چی شده وبعد هم بابابا تماس گرفتم که بهش بگم چون اون بیشتر ازمن مایل بود من به این سفربرم وقتی بهش گفتم بین اون همه، اسم من فقط دراومده فقط بایک سهمیه خیلی تعجب کرد وخوشحال شد.البته بماند که بعدش اصلا مهلت ثبت نام تمام شده بود وحساب بانکها برای واریز مبلغ عمره بسته شده بودو...............اما همه دردسرهای بعدش واقعا به این سفرارزشمند میارزید.

 

 

 

روز4 فروردین 86 برای من روز مبارکی است درواقع روزی است که خدا رحمتش رابرمن تمام کردو بارسنگین حاجی رابردوشم نهاد.وامروز در سالگرد ان روز مبارک برای من، دعا میکنم که همه کسانی که واقعا ازته قلبشون میخان که برن به نیت اینکه خوب بشن و به معرفت برسن وتغییر کنن تا زندگیشونو تغییربدن به آرزوشون برسن وامیدوارم که سال دیگه هم در چنین روزی ازرحمت دیگرخداوند بخودم درسال 87 بنویسم.

به امید آن روز وسال نومبارک
+ نوشته شده توسط محمد مهدی در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 11:6 قبل از ظهر |