تبليغاتX
رقص در حصار

سفرنامه حج6

خيلي فكر كردم كه پايان سفرنامه رو چطور بنويسم اما ذهنم ياري نكرد.
حقيقت اينه كه همه اين كلمات در مكانهاي مقدسي نوشته شده اند و اون فضاهاي معنوي امكان نوشتن و چينش چنين واژه ها و كلماتي را دركنار هم فراهم مي آورد ووقتي از اون محيط باهمه خوبيها و نازيباييهايش خارج ميشي در حالي كه دنياي دردومظلوميت شيعه را تاحدودي درك كردي،دربدو ورود به دنياي آدمهاي زميني چيزي براي گقتن نداري تا مدتها در روياي روزهاي خوب آنجا بسر ميبري. تعهدي كه واژه حاجي روي دوشت مي گذاره بسيار سنگين است وتوتا ابد مديون اين واژه هستي بعد از بازگشتم خيلي حرفها نوشتم از اتفاقاتي كه پشت هم افتادومي افته وازروزهاي خوب حج در كنار دانشجوياني هم كيش با خودم.

حالا پس از گذشت دو ماه از24/4/86 فقط به نگارش اين آخرين كلمات كه در مسير بازگشت نوشتم اكتفا ميكنم چرا كه براين عقيده ام حج قبل،درون وبعدش براي هر كس بگونه اي معنا و تصويرميشه و زياده به تفسيرنشستن آن براي ديگران شايد گزافه باشه وهركس خود بايد اين فضا راتجربه كند و بهره ببره.
بااميد به اينكه حجي بامعرفت قسمت همه خوانندگان بشود.

پايان سفرنامه حج دانشجويي در تاريخ 24/4/86
ساعت 9 صبح در حال ترك مكه مكرمه

شب گذشته يكبار ديگر محرم شديم و عمره ماه رجب را انجام داديم.دوباره اضطراب وپيمان بستن با آنكه ما راقسمت خانه اش كرد. اينبار لبيك را درمسجد خرابه حديبيه بجا آورديم.ساعت 9شب وارد مسجد الحرام شديم وساعت 1 نيمه شب اعمالمان را به پايان رسانديم و به هتل بازگشتيم تا صبح ساعت 30/5 جلوي ناودان طلا آماده براي طواف وداع باشيم.
حاج آقافائزي گفت طواف وداع پيماني براي بازگشت دوباره است.
وداع با كعبه يعني وداع بابخشي از وجودت وداع با قبله ات ...كه شرح حالش بماند.
الان داريم از مكه خارج ميشيم و دعا ميكنيم كه دوباره هم بياييم اما باور نمي كنم كه انگارسفر عمره يمان تمام شد.همين ديروزبود كه تاب و اضطراب آمدن داشتيم...واما هنوزهم اضطراب داريم اين بارازبارسنگيني كه بردوشم گذاشته شده. دو عمره انجام داديم واگر اعمالمان درست بوده باشد حاج خانوم شده ايم ..........لقبي كه باورآن در وجودم نيست.

خدايا با اين بار سنگين چگونه بازگردم .ديگرهمه اعمالم را به چشم يك حاجيه نگاه ميكنندكه بايد پاك و مطهروخالصانه همراه با وقار ومتانت باشد.
چقدر اين سفر خوب بود شايد چون خدا صدايم كرده بود .هيچ كس را با پست ومقام اينجا نميشناسند.و اين امتياز بزرگي است.
روزهاي اول ورود به مدينه چقدر دلتنگ بوديم وغريب و حالا دلتنگ رفتنيم.....يعني همه اون روزهاي خوب در كنار خانه خدا بودن و كعبه را صبحها همراه باطواف پرندگان نگاه كردن تمام شد. كعبه حتي در خانه اش مظلوم بود مثل پيامبر وائمه بقيع ...چه توشه ها برداشتيم و چه عادتهايي پيدا كرديم و يا كنار گذاشتيم.انس والفت با تسبيح وقران و لباس سفيد...چه حرفها و كلمات طولاني براي گفتن هست و چه ناگفته هايي....

چه اشك چشم هايي ناله ها و ضجه هايي در حريم حرم و در مطاف كعبه در ميان ركن ومقام وچه خواست ها و آرزوهايي در حجر اسماعيل وزير ناودان طلا....

خستگي به چشم هايمان هجوم آورده انگار ميخواهد خواب را برما مستولي كند تا پس از بيداري باور كنيم دو هفته در خواب عميق وزيبايي بوديم.



+ نوشته شده توسط محمد مهدی در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 10:22 قبل از ظهر |
شيوه‌هاي دستكاري رسانه‌ها در تحليل و خبر

نويسنده: ميشل پارنتي
منبع:
WWW.thirdworldtraveler.com


چكيده:

در اين مقاله كه از كتاب «20 سال اخبار سانسور شده» اقتباس شده است، نويسنده معتقد است كه در كنار پذيرش وجود اشتباهاتي ناخواسته در انعكاس اخبار و گزارش‌ها و تحليل‌هاي رسانه‌اي، بايد پذيرفت كه رسانه‌هاي تحت مالكيت ابر شركت‌هاي تجاري، همواره با انعكاس يك سويه و جهت‌دار مطالب خود به نفع ابر شركت‌ها، ابر قدرت‌ها، احزاب حاكم و ثروتمندان، عامدانه به تحريف و سانسور مي‌پردازند. همچنين ناديده گرفتن بسياري از وقايع ناگوار تاريخي و يا بزرگ جلوه دادن حوادثي كوچك، دروغ‌گويي، ارائه اظهارات مسئولان دولتي بدون بررسي‌هاي لازم و در نهايت، ناديده گرفتن جريان‌هاي فكري اقليت، روش‌هاي مرسومي است كه رسانه‌ها براي دستيابي به اهداف پشت پرده خويش انجام مي‌دهند.

ما در صنايع رسانه‌اي خود به مردم مي‌گوييم كه اشتباه در ارائه اخبار، غيرقابل اجتناب است. لذا گفته مي‌شود كه همه تحريفات و اشتباهات موجود در اخبار، به دليل كمبود وقت، قضاوت نادرست نيروهاي انساني، محدوديت زماني و مكاني ارائه اخبار، محدوديت‌هاي بودجه‌اي و مشكلات ناشي از مختصر نمودن يك اتفاق پيچيده در قالب يك گزارش فشرده، روي مي‌دهند. به علاوه، هيچ يك از سيستم‌هاي ارتباطي نمي‌تواند هر چيزي را گزارش دهد. گزينش از نيازمندي‌هاي حرفه ماست و افرادي از جامعه نيز مسلماً از اين وضعيت رضايت نخواهند داشت.

من موافقم كه اين مشكلات در حوزه رسانه‌ها وجود دارد، اما معتقدم كه ارائه نادرست بسياري از اخبار را نمي‌توان نتيجه اشتباهات ناخواسته و مشكلات ناشي از توليد همه روزه خبر در رسانه‌ها دانست. البته درست است كه رسانه‌ها بايد انتخابگر باشند، اما اين گزينش بايد براساس چه اصولي صورت گيرد؟ اشتباهات رسانه‌ها به صورت تصادفي روي نمي‌دهند، بلكه معمولاً در يك جريان مشخص، بارها و بارها تكرار مي‌گردند. توجه به خواسته‌هاي مديران در برابر كارگران، ابر شركت‌ها در برابر منتقدان اين شركت‌ها، سفيدپوستان مرفه در برابر فقراي سياه، مسئولان دولتي در برابر اعتراض‌كنندگان، انحصارگران دو قطب سياسي در برابر اقليت جناح سوم، خصوصي‌سازي و اصلاحات بازار آزاد در برابر توسعه بخش عمومي، سلطه ايالات متحده در جهان سوم در برابر تغييرات اجتماعي مردم و يا انقلاب‌ها، سياست‌هاي امنيت ملي در برابر منتقدان اين سياست و بالاخره چهره‌هاي شناخته شده و روزنامه‌نگاران محافظه‌كار در برابر افراد ترقي‌خواه اصلاح‌طلب، همواره در رسانه‌ها تكرار مي‌شود.

وجود اين انحرافات و جانبداري‌ها در رسانه‌هاي مهم دنيا، نشانگر يك تفكر حاكم است كه در آن به ندرت كاري انجام مي‌شود كه احتمالاً موجب ايجاد نارضايتي در ميان صاحبان قدرت‌هاي سياسي و اقتصادي، به ويژه صاحبان رسانه‌ها و يا شركت‌ها و مؤسساتي كه تبليغ خود را به آن شبكه ارائه مي‌دهند، گردد. در ادامه بحث، ما به شرحي مختصر از روش‌هايي كه در آن‌ها اين انحرافات يكپارچه شده و ارائه مي‌گردد، مي‌پردازيم:

حذف و پنهان‌كاري

شناخته شده‌ترين فرم ارائه ناصحيح اخبار، حذف آن است. گاهي اوقات، اين اقدام نه تنها با حذف جزييات يك خبر كه با ناديده گرفتن كل آن صورت مي‌گيرد؛ حتي اگر آن اتفاق، بسيار مهم باشد. همان‌طور كه اشاره شده، وقايعي كه ممكن است تا حدي اندك نيز منافع قدرت‌ها را تحت تأثير خويش قرار دهد، هرگز انتشار نخواهند يافت. لذا خبر مربوط به مسمويت چند نفر به وسيله داروهاي «تيلنول» دستكاري شده توسط يك فرد ديوانه، به عنوان يك خبر مهم تلقي مي‌گردد، اما وقايعي بسيار مهم‌تر نظير مسمويت ريوي صدها كارگر كارخانه در واحدهاي توليد مواد شيميايي، براي چند دهه مسكوت گذاشته مي‌شود؛ زيرا انتشار اين خبر ممكن است منافع صاحبان كارخانه‌ها و صنايع بزرگ را دچار چالش نمايد.

ما از رسانه‌هاي خود اخبار و گزارش‌هاي فراواني در مورد سركوب‌هاي سياسي انجام شده توسط دولت‌هايي نظير كوبا مي‌شنويم (هرچند در گزارش رسمي دولت ايالات متحده عنوان گرديده بود كه تنها 6 زنداني سياسي در كوبا نگهداري مي‌شوند) اما تقريباً هيچ‌گاه خبري در مورد فجايع صورت گرفته توسط دولت‌هاي راستگراي تحت حمايت ايالات متحده در تركيه، اندونزي، عربستان سعودي، مراكش، السالوادور، گواتمالا و بسياري نقاط ديگر، در رسانه‌هاي ما انعكاس نمي‌يابد.

در اغلب موارد، رسانه‌ها وقايع و اتفاقات مهم را (برخلاف رويدادهاي جنجال برانگيز) ناديده گرفته و يا كم‌اهميت جلوه مي‌دهند. لذا در سال 1965 ميلادي، ارتش اندونزي كه از سوي نيروهاي نظامي ايالات متحده و سازمان سيا، آموزش، تجهيز، راهنمايي و تأمين مالي شده بود، با سرنگوني دولت رئيس‌جمهور احمد سوكارنو و نابودي حزب كمونيست اندونزي و حاميانش، حدود نيم ميليون نفر از شهروندان اندونزي را قتل‌عام نمود (برخي از تخمين‌ها، رقم واقعي را بيش از يك ميليون نفر نشان مي‌دهد) كه مي‌توان آن را از بزرگ‌ترين قتل عام‌هاي سياسي دانست. همچنين ژنرال‌هاي ارتش، صدها بيمارستان، كتابخانه، مدرسه و مركز اجتماعي را كه از سوي كمونيست‌ها داير شده بود، ويران نمودند. در اينجا تنها به يك واقعه مهم از ميان چند اتفاق مشابه اشاره شد، اما جالب است بدانيد كه مجله تايم سه ماه و روزنامه نيويورك تايمز دو ماه پس از اين ماجرا، نسبت به ارائه اخبار و گزارش‌هايي از اين قتل‌عام، اقدام نمودند؛ هر چند در مطالب ارائه شده خود، دقت نظاميان اندونزيايي ستوده شده بود.

دروغ‌ها، رك‌گويي و تكرار

از آنجا كه حذف يك خبر، نشانگر يك گونه پنهان‌كاري است، رسانه‌ها متوسل به ارائه دروغ‌هاي آشكار مي‌گردند. مثلاً در يك دوره زماني چهل ساله، سازمان سيا با قاچاقچيان مواد مخدر در ايتاليا، فرانسه، هند و چين، افغانستان و مناطق جنوبي و مركزي قاره آمريكا، همكاري مي‌كرد. بيشتر اين فعاليت‌ها مورد تأييد مأموران تحقيق كنگره آمريكا قرار گرفته و مردم آمريكا نيز از اين فعاليت‌ها آگاهند، اما به نظر مي‌رسد كه رسانه‌ها هيچ چيزي در اين مورد نشنيده‌اند.

در آگوست 1996 ميلادي، هنگامي كه نشريه «مركوري نوز» مطالب كاملي در مورد همكاري سازمان سيا با شورشيان «كنترا» جهت قاچاق «كراك» منتشر نمود، رسانه‌هاي مهم تلاش كردند كه در ابتدا اين اخبار را ناديده بگيرند، اما پس از فاش شدن اين اطلاعات در سراسر دنيا و همچنين شبكه اينترنت، ناديده انگاري اين مطالب غيرممكن بود، لذا رسانه‌هاي مهم آمريكا تلاش كردند كه به مطالب اين نشريه حمله ببرند؛ لذا با انتشار مقالاتي در واشنگتن پست و نيويورك تايمز و همچنين گزارش‌هايي در شبكه‌هاي تلويزيوني، اعلام كردند كه هيچ مدركي در مورد اين همكاري وجود ندارد و از نشريه مركوري نيوز نيز به دليل انتشار اين مطالب دروغ انتقاد كردند. اما در واقع، مطالب نشريه مركوري نيوز به دنبال يك سال بررسي و تحقيق همه‌جانبه در اين رابطه تهيه شده بود و در آن عوامل سيا و همچنين توزيع‌كنندگان معرفي شده بودند. با انتشار اين مطالب در شبكه اينترنت، اسناد بيشتر و كامل كننده‌تري نيز به اطلاعات قبلي اضافه گرديد، اما رسانه‌هاي مهم و پرمخاطب، همچنان با عدم توجه به اين اسناد، اعلام مي‌كردند كه هيچ دليلي براي اثبات اين ادعاها وجود ندارد.

برچسب‌زني

نظير همه تبليغاتچي‌ها، افراد شاغل در رسانه‌ها تلاش مي‌كنند كه درك ما را از يك موضوع با برچسبي مثبت يا منفي، تغيير دهند. بعضي از اين برچسب‌هاي مثبت عبارتند از: «ثبات»، «رهبري قاطع رياست جمهور»، «يك دفاع قدرتمند» و «يك اقتصاد سالم». اما در واقع چه كسي خواهان بي‌ثباتي، رئيس‌جمهوري ضعيف، دفاع نظامي كم‌توان و يك اقتصاد ناسالم است؟

اين برچسب‌ها، موضوعات را توصيف مي‌كنند؛ لذا بدون ارتباط همه‌جانبه و صحيح با موضوعات، اين برچسب‌ها ما را به نتيجه متفاوتي رهنمون مي‌كنند.

از سوي ديگر، تعدادي از برچسب‌هاي منفي عبارتند از: «چريك‌هاي چپ‌گرا»، «تروريست‌ها مسلمان»، «تئوري‌هاي توطئه»، «باندهاي درون شهري» و «آشوبگران شهري». اين برچسب‌ها نيز به ندرت در يك گستره بزرگ‌تر از رابطه و موضوعات به كار مي‌روند. همچنين اكثر رسانه‌ها به صورتي نادرست و ساده‌انگارانه با برچسب «رسانه‌هاي ليبرال» از سوي صدها سرمقاله‌نويس و نويسنده محافظه‌كار شاغل در رسانه‌ها روبه‌رو مي‌شوند.

پذيرش بي‌چون و چراي اظهارات ديگران

يكي از روش‌هاي ديگر دروغگويي نيز، پذيرش گفته‌هاي دروغ مسئولان رسمي و دولتي است كه رسانه‌ها بدون تحقيق و بررسي لازم، اين اخبار و گفته‌ها را انتظار مي‌دهند. مثلاً در اوايل دهه 50 ميلادي، رسانه‌ها اين شيوه دروغ‌گويي را در مورد سناتور ژوزف مك كارتي انجام دادند. در آن دوره چهار ساله، وي اظهارات خود را از طريق رسانه‌ها به جامعه انتقال مي‌داد؛ تا اينكه به جرم خيانت به ايالات متحده و توطئه‌چيني با استفاده از ترويج انديشه‌هاي كمونيستي، محاكمه و محكوم گرديد. در آن دوره، رسانه‌هاي آمريكايي ي اظهارات اين سناتور را بدون هيچ‌گونه بررسي و تحقيقي انتشار مي‌دادند.

البته اين شيوه تقريباً در همه بخش‌هاي داخلي و خارجي وجود دارد تا آنجا كه روزنامه‌نگاران را «تندنويسان قدرت» ناميده‌اند. البته فعالان امور رسانه‌ها مي‌گويند كه ما نمي‌توانيم تفكرات و انديشه‌هاي خود را در گزارش‌هاي خود دخالت دهيم، اما در واقع، هيچ‌كس از آنان چنين نمي‌خواهد. انتقاد من از كارهايي است كه آنان هم اينك انجام مي‌دهند. زيرا رسانه‌ها تفكراتي همسو با منافع مسئولان خود و همچنين مقامات رسمي حاكم پيدا نموده‌اند. هر چند آنان نام اين طرز فعاليت خود را «هدفمندي» بگذارند.

فقدان تعادل در ارائه نظرات

براساس آثار ارائه شده در مورد روزنامه‌نگاري مناسب، مطبوعات بايد با ايجاد ارتباط با منابع مختلف، به بهترين جمع‌بندي و تحليل ممكن دست يابند. اما در واقع، به ندرت هر دو جنبه يك خبر، اهميتي برابر دارند.

به عنوان مثال، رسانه‌هاي ما در مورد مسئولان راست‌گرا همواره از مصاحبه‌هاي اختصاصي و يك طرفه بهره مي‌جويند ولي در مقابل انديشه‌هاي چپ‌گرا و راديكال، يا اين جريانات را ناديده گرفته و يا به آن‌ها توجهي نمي‌كنند.

مثلاً در سال‌هاي دهه 80 ميلادي، در گفت و گوها و ميزگردهاي تلويزيوني، بارها جلساتي در ميان «كارشناسان» با موضوع حفظ مقدار بودجه كنوني نظامي ايالات متحده و يا افزايش آن برگزار گرديد، اما هيچ‌گاه ما شاهد بيان نظرات افرادي كه خواهان كاهش اين بودجه باشند، نبوديم.

شكل دادن به اخبار رسانه

مؤثرترين شيوه تبليغات، شيوه‌اي است كه براساس آن، با استفاده از شكل‌دهي اخبار و نه دروغ‌گويي، به بيان مطالب در رسانه‌ها پرداخته مي‌شود. در اين شيوه، با تغيير و انحراف واقعيت و بدون گسستن اجزاي آن، به همراه تأكيد نمودن و استفاده از شاخ و برگ‌دهي اضافي، رسانه‌ها مي‌توانند بدون دور شدن از واقعيت ظاهري آنچه روي داده است و عدم ارائه تصويري نادرست، اخبار و گزارش‌هاي دلخواه خويش را براي مخاطبان انتشار دهند. براي استفاده از اين روش مي‌توان با تغيير در چگونگي ارائه خبرها و تحليل‌هاي يك واقعه، جايگاه ارائه آن در صفحه (بالا، وسط، پايين و يا در ساير صفحات و بخش‌ها)، لحن خواندن يك خبر (به صورتي موافق با مفاد آن و يا به گونه‌اي تحقيرآميز)، تيتر و تصاوير انتخاب شده و در نهايت، در مورد رسانه‌هاي تصويري، با استفاده از جلوه‌هاي ويژه صوتي و تصويري، به اهداف موردنظر دست يافت.

گويندگان اخبار با شاخ و برگ دادن اضافي به اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده خود، به دنبال اهداف خويش هستند. همچنين با در نظر گرفتن تمهيداتي، خبرهاي آنان مي‌تواند در نظر مخاطبان دگرگون جلوه كند. از سوي ديگر، كارشناسان تحليلگر شبكه‌هاي تلويزيوني و نويسندگان روزنامه‌ها نيز با تحت تأثير قرار دادن اخبار و گزارش‌ها و تحليل‌هاي منتشر شده از سوي رسانه‌هاي خود و عبارت‌هايي جهت‌دار به سؤالاتي نظير «اين شرايط چه پاياني خواهد يافت؟»، «تنها زمان به اين سؤال پاسخ خواهد داد»، و «هيچ‌كس نمي‌تواند با اطمينان پاسخي دهد»، استراتژي‌هاي رسانه‌اي خويش را پي مي‌گيرند.

در پايان بايد تأكيد نمود كه ما انسانيت و دموكراسي خويش را از دست نخواهيم داد، مگر اينكه با بهره‌گيري از روش‌هاي مختلف دستكاري در رسانه‌ها، پرسش‌هايي اساسي را در اين حيطه به وجود آوريم. به هر ترتيب، رسانه‌هاي ايالات متحده در مسيري حركت مي‌كنند كه تنها تضمين‌كننده حيات ابرشركت‌هاي بزرگ اين كشورند. اين رسانه‌ها حتي چگونه فكركردن و به چه فكركردن را بر ما تحميل مي‌كنند تا ما فرصتي براي انديشيدن به خود و براي خود نداشته باشيم. هنگامي كه ما دريابيم، انتخاب اخبار از سوي رسانه‌ها، تأمين كننده منافع، جايگاه و ثروت قدرتمندان است، بايد بپذيريم كه جامعه از جامعه‌اي ليبرال به سوي جامعه‌اي محافظه‌كار حركت نموده و آنان همه توانايي‌ها و مهارت‌هاي خود را در اين بخش مصروف مي‌نمايند.

پي‌نوشت:

1- Michael Parenti ميشل پارنتي داراي دكتراي علوم سياسي از دانشگاه «يال» مي باشد؛ وي نويسنده سيزده كتاب مختلف است. «دموكراسي برگزيدگان»، «قدرت و بي‌قدرتي»
+ نوشته شده توسط محمد مهدی در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 4:56 بعد از ظهر |

یک

یک اولتیماتوم واجب

 

روزگذشته خبرتحریم عمره مفرده درصورت ادامه بدرفتاریها با شیعیان توسط آقای ری شهری در رسانه ها اعلام شد اگرچه بنظر کمی دیر میرسید اما امری واجب بود.

 

در دنیایی که دیگر از جهان اسلام فقط یک نام باقی مانده و ابرقدرتهای غربی بخوبی از این مسئله باخبرند،نقش ایران بعنوان شاه شطرنج خاورمیانه نقش کلیدی و حساسی است و هر عکس العمل از جانب ان منجر به واکنش جدی غرب خواهد شد تنها کافی است به تیتر روزنامه ها در یکی  دوماه گذشته نگاهی بیاندازیم .

 

در آستانه سالگرد پیروزی حزب الله فروش بی سابقه تسلیحات آمریکایی به کشورهای منطقه همزمان ،روی کارآمدن حزب دموکرات اسلامگرا در انتخابات ترکیه وتوطئه ای آمریکایی –عربی در اظهار نظروهابیون عربستان برای انهدام عتبات عالیات و انفجارهای مداوم درعراق نشانه های طرح جدی رودر رویی و اختلاف افکنی شیعه و سنی در منطقه است واین دقیقا همان نکته ای که مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود به آن اشاره نمودند.

نگاه وهابیون به اسلام و دین رابه راحتی می توان در مکه مکرمه ومدینه منوره لمس کرد ان هنگام که به توی مسلمان اجازه لمس دیوار کعبه را نمی دهند و وای به حالت اگر زن باشی،ندبه و روضه خوانی درمطاف و اطراف بقیع و مسجد النبی ممنوع است هیچ هتلی در مکه نباید بلندتر از مناره های کعبه باشد در حالی که در حال حاضر بلندترین هتل در حال ساخت درکنار مسجد الحرام که بلند ترازمناره های کعبه است از آن سران آل سعود است.

نمای اطراف مسجدالحرام بسیار نازیبا شده وقتی از پنجره هتل به مسجد و مناره ها نگاه می کنی تمام پشت بام های ساختمانهای چندین طبقه اطراف پرازدیشهای ماهواره است برای ساکنان سنی عربستان شکم ،ماهواره و زن تمام زندگی صبح تا شب است.

از نظر وهابیون زن اگرزیریک سقف باهرمردی باشد حلال شرعی است!!

پس تصورکنید که تمام زنانی که باپوشیه ونقاب درصحن مسجدالحرام و کنارروضه النبی هستند در بیرون از این مکان چگونه اند.

 تدابیر شدید امنیتی وقوانین سخت سنی ها تنهادردوشهرمدینه ومکه است ،درسایر شهرهاهمچون ریاض ، طائف و... خبری از این چیزها نیست.

ورود دوربین به صحن مسجد الحرام و داخل مسجدالنبی ممنوع است و اگر این دوربینها و یا موبایل را در دست یک ایرانی ببینند به بدترین وضع با او برخورد میکنند در حالی که برای سایر ملیت ها اینگونه نیست و من به چشم خود این تبعیض نژادی را دربرخورد با چند تن از دانشجویان ایرانی دیدم .

به یاد دارم که در نماز صبحی در مسجدالحرام با یکی از دانشجویان در کاروان دیگر آشنا شدم و او از تحریم عمره مفرده ازسوی آیت الله مکارم خبر داد و می گفت که دانشجوی زبان عربی است و روز گذشته در خطبه های نماز جمعه از سوی مفتیشان شنیده است که میگفت فرقه جدیدی به نام شیعه در اسلام به وجود آمده که که با دستورات ما مخالف است و این افراد(شیعیان)کافراند.

البته از نظر آنها خون ما شیعیان حلال است و تا به حال هم که زنده مانده ایم احتمالا به دلایل سیاسی و اقتصادی دولت عربستان بوده است.!!

 

باتوجه به اینکه از نظر اقتصادی بازارهای وارداتی عربستان بسیار وابسته به مشتریان ایرانی است چراکه بیش از همه زائران، ایرانیان خرید می کنند تا سنت حسنه سوغات را به جا آورند تاحدی که همه فروشندگان عرب زبان فارسی را به خوبی می دانند و شما بعنوان یک مشتری ایرانی اصلا نیازی به دانستن زبان عربی نمی بینید،بایکوت اقتصادی راه حل خوبی برای مبارزه با تعصبات سنی به نظر میرسد .

 

واکنش جدی علمای ایران در جریان فتوای علمای وهابی برای تخریب عتبات عالیات بسیار قابل ستایش است اما انتظار میرفت که سخنگوی وزارت امور خارجه نیز درنشست این هفته با خبرنگاران و یا در یک اعلامیه به نکته اشاره میکرد چراکه چیزی واجبتر از رفاه حال زائران بدون تبعیض نژادی در عربستان بنظرنمیرسد.

برای تبدیل نشدن وضعیت کعبه بعنوان قبله مسلمین و زائران مسلمان شیعه، به وضعیت قدس به عنوان قبله اول مسلمین و مسلمانانش اتخاذ یک موضع جدی از سوی دولتمردان ایران ضروری بنظر میرسد.

 

موضوع برای من زمانی جالبتر شد که در وبلاگ یکی از همسنگران ضد صهیونیست مطلبی را درباره ارتباط یهود و وهابیت خواندم که در زیر می آید و هم اینجا از ایشان بخاطر این دقت نظر تشکر میکنم.

 

حوه پیدایش وهابیت و تفاوت آن با ديگر مذاهب اهل تسنن چيست؟ (وهابیت واسلام)

 

 

همه شما نام فرقه متحجر وهابیت را که دولت سعودی مروج آن است، شنیده اید. اما نکته ای که کمتر از آن صحبت شده است یهودی الاصل بودن بنیانگذار و مروجان این فرقه است.

در کتاب «خاندان سعودی را بشناسیم»، نوشته ناصرالسعید در مورد «محمد بن عبدالوهاب»، بنیانگزار فرقه وهابیت چنین آمده است:

«پدر بزرگ محمد بن عبدالوهاب، یک یهودی به نام « سلیمان قرقوزی» بود که از ترکیه به حجاز مهاجرت کرده بود .»(ص۳۳)

همچنین در مورد خاندان سعودی که مدت دو قرن است بر حجاز حکومت می رانند چنین می خوانیم:

« نام جد یهودی خاندان آل سعود که خود را به مسلمانی زد ، مردخای بن ابراهیم بن موسی از یهودیان بصره بود.»(ص۲۶)

--------------------------------------------------------------------------------------------

لطفا مطلب زیر را خوب بخوانید وهمه آن را بخوانید تا جای هیچ گونه ابهامی نباشد...

 

در اين رابطه لازم است در سه محور بحث را متمركز كنيم: 1 . تاريخچه تفكر و عقايد وهابيت: عقايد و تفكرات مذهبي كه اساس و اصول فرقه‌ وهابيت را مي‌سازد قرن‌ها پيش بذر آن بوسيله بعضي ازعلمايي كه خودشان را به مذهب حنبلي، يكي از مذاهب اهل سنت نسبت مي‌داده‌اند پاشيده شده و رفته رفته از حوزه فكري پديد آورنده آن تجاوز نموده و بعضي از عوام نيز در دام و حصار اين عقايد انحرافي و نفاق‌زا قرار مي‌گيرند. اعتقادات اولية فرقه وهابيت را مسئله زيارت قبور انبياء و صلحاء، شفاعت و متوسل به آنان تشكيل داده و از همين جا با ساير مذاهب اسلامي راه‌شان را جدا نموده «اين مسائل را اساس توحيد و شرك قرار داده و بر همين مبنا همة مسلمين را كافر و مشرك مي‌دانند. و ساير اختلافات وهابيت با مسلمين نيز در حقيقت از همين جا ناشي مي‌شود. مبدع پديد‌آورندة اصلي عقايد وهابيت احمدبن عبدالحليم معروف به ابن تيميه است كه در سال (661 ق) در شهر حران يكي از شهرهاي عراق متولد گرديد. اگرچه چند سال قبل از او در قرن چهارم هجري «ابو محمد بر بهاري» يكي ديگر از علماء حنبلي زيارت قبور را منع كرده بود كه از طرف خليفه عباسي مورد انكار قرار مي‌گيرد و در همين قرن چهارم عبدالله بن محمد عبكري حنبلي معروف «به ابن لطه» متوفاي 1378 قمري زيارت و شفاعت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را انكار نموده و سفر براي زيارت قبر آن حضرت را سفر معصيت دانست. ولكن ابن تيميه اين عقايد حرمت زيارت و طلب شفاعت از پيامبر اسلام و ساير اولياء را با ضميمه يك سلسله عقايد و تفكرات جديد ديگر به طور حساب شده و در كتاب‌هاي متعدد به صورت گسترده و بر محور شرك وتوحيد ـ كه در حقيقت تمام اعتقادات او از دشمني با اهل بيت پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نشأت گرفته است ـ تدوين نموده و براي اخلاف خودش به جا گذاشت. و در برابر آراء و نظريات ابداع شده و غريب از دين اسلام ابن تيميه، علماء بزرگ اسلامي اعم از شيعه و سني هم عصر او و بعد از آن آرام ننشسته و كتاب‌هاي زيادي را در ردّ عقايداو نوشته‌اند. ابن بطوطه،‌عبدالله بن سعد يافعي، تقي الدين سبكي،ابن حجر مكي، قاضي احنائي هر كدام به ترتيب كتاب‌هاي بنام تحفة النظار مرآت الجنان، شفاء السقام في زيارة خير الانام، جوهر المنظم في زيارة قبر النبي مكرم و المقالة المرضيه در ردّ عقايد ابن تيميه نوشته و همچنين ابوحيان اندلسي، كمال الدين زملكاني،‌ابوبكر الحصيني، ابن حجر عسقلاني، شيخ موسوي عبدالعظيم هندي، حافظ ذهبي، هر كدام به سهم خود عقايد و نظرات ابن تيميه را مردود شمرده و منافات و تضاد آراء او را با اسلام به اثبات رسانده‌اند. و بالاخره علمأ اهل سنت به خصوص علماء شافعي مذهب و مالكي مذهب مخالفت‌شان را با ابن تيميه از حوزه نظر به حوزه عمل برده و چندين بار او را راهي زندان حكام وقت نموده و در سال 728 قمري در زندان مي‌ميرد. بعد از مرگ ابن تيميه شاگرد مخلص او بنام محمد بن ابوبكر معروف به ابن قيم الجوزيه كتاب‌ها و آثار استادش را جمع‌آوري كرده و در ترتيب و تبويت و انتشار آن تلاش‌هاي پي‌گير را متحمل شده و خود نيز كتاب‌هاي متعددي را براي حفظ و دفاع از عقايد استادش نگاشته است. بعد از ابن قيم كسي به نام‌ حامي عقايد ابن تيميه معروف نمي‌باشد و اين عقايد همين طور در ميان كتاب‌هاي آنان باقي مي‌مانند تا اينكه شخصي به نام محمد بن عبدالوهاب به عنوان مجدّد دين در قرن دوازدهم هجري قمري سر از نجد عربستان درمي‌آورد. 2 . ظهور فرقه وهابيت و حكومت وهابي: محمد بن عبدالوهاب بن سليمان تيهمي به قولي در سال (1111 ق) و بنابر قول ديگر در سال (1115 ق) و (1703 يا 1704 م) در شهر عيينه از شهرهاي نجد متولد گرديد. او تحصيلات ابتدائي خود را از پدرش فراگرفت و در شهرهاي ديگري به تحصيلات خود ادامه داد او در همان اوايل نظرات و عقايدي را درباره دين اسلام مطرح مي‌كرد كه مورد مخالفت و منازعه پدرش قرار مي‌گرفت او بعد از اينكه پدرش در حريمله از دنيا رفت مردم را به سوي عقيده خودش دعوت كرد و به شهري كه مي‌رفت بعد از اظهار عقايدش مورد تنفر مردم قرار گرفته و از شهر بيرونش مي‌كردند. و حتي در شهر حريمله بعد از فوت پدرش مردم قصد كشتن او را كردند و به ناچار از آنجا فرار كرده و به عيينه وطن خودش نزد حاكم آن شهر بنام عثمان بن معمّر مي‌رود. عثمان از او استقبال مي‌كند و شيخ وهابي نيز وفاداري خود را به او نشان داده و او را به تصرّف تمام نجد اميدوار مي‌گرداند. و در رابطه با همكاري بين طرفين با هم پيمان و معاهده مي‌بندند و لكن اين معاهده پايدار نمانده و با تهديد سليمان بن محمد امير احساء‌ بعد از اينكه شيخ وهابي اعمالي را با سليقه اعتقادي خودش مرتكب مي‌شود،‌عثمان از ترس اينكه توسط امير احساء مورد هجوم قرار نگيرد او را از عيينه اخراج مي‌كند. و شيخ وهابي در سال (1160 هـ . ق) وارد درعيه شده و با امير درعيه محمد بن سعود جدّ آل سعود هم ‌پيمان مي‌گردد. و به اين ترتيب نطفه فرقه وهابيت و حكومت مبتني بر عقايد آن توسط نيروي مذهبي محمد بن عبدالوهاب از يك طرف و نيروي سياسي و نظامي محمد بن سعود از طرف ديگر در درعية نجد منعقد مي‌گردد. و شخص محمد بن سعود امير درعيه با محمد بن عبدالوهاب براي دعوت مسلمين به سوي اسلام جديد وهابي و براي قتال و جنگ و كشتن مسلمانان در راه خدا بيعت مي‌كند. و اين حكومت با موضع‌گيري خاصي در برابر همه مسلمين به نحوي كه گويا پيامبري تازه و جديد در آنجا براي نجات مسلمين مبعوث گرديده است به اطراف و شهرهاي مجاور دعوت نامه فرستاد و كم‌كم با كشتارهاي بي‌رحمانة مسلمانان و با كمك‌ نيروهاي خارجي بالخصوص حكومت انگليس در سرزمين عربستان گسترش پيدا كرده و در نهايت تمام جزيرة العرب در تحت سيطرة حكومت آل سعود در مي‌آيد. كه تا امروز اين حكومت در نسل‌ آل سعود همچنان ادامه دارد. و فرقه وهابيت و حكومت سعودي‌ها به نحوي درهم آميخته است كه وهابيت اصلاً در حكومت آل سعود تبلور پيدا كرده است و جداي از آن چيزي بنام وهابيت وجود ندارد. وهابيت و مذاهب اهل سنت: الف) مذاهب كلامي و اعتقادي: اهل سنت در نصف اول از قرن دوم به دو فرقه كلامي تقسيم شدند. يكي فرقه اهل حديث كه در اعتقادات و احكام فقهي به ظواهر آيات و روايات تعبد داشتند و لذا براي خداوند تأمل به اعضاء و جوارح بوده و در ميان آنان مشبهه و مجسمه نيز پديد آمدند. در مقابل اهل حديث، فرقه معتزله وجود داشت كه تعقّل و تفكّرگرا بودند. و اين دو فرقه دائماً در برابر هم قرار داشتند و با تغيير شرايط در دستگاه خلفأ عباسي گاهي اهل حديث از حمايت خلفاء برخوردار مي‌شد و گاهي معتزله با حمايت خلفاء تقويت شده و اهل حديث تضعيف مي‌گرديد. و از زمان متوكل عباسي تا زمان مقتدرعباسي شرايط به نفع اهل حديث بود و فرقه معتزله تحت فشار سخت قرار داشت تا اينكه ابوالحسن علي بن اسماعيل اشعري از اعتقاد اعتزالي خودش دست برداشته و با توبه و انابه در سلك اهل حديث داخل مي‌شود. و سپس درصدد اصلاح آن برمي‌آيد و در نتيجه اصلاحات او فرقه جديدي بنام فرقه اشعري پديدار مي‌شود و امروز اكثر اهل سنت از عقايد كلامي اشعري متابعت مي‌كنند. و فرقه‌هاي ديگر اهل سنت چندان در بين جامعه اهل سنت حضور ندارند. اهل سنت از جهت فقهي به چهار مذهب تقسيم شده است. كه عبارت‌اند از مذهب حنفي كه توسط ابوحنيفه نعمان بن ثابت پايه‌گذاري شده است و تمام پيروان اين مذهب در مسائل فقهي از فتاوي او تقليد مي‌كنند. و مذهب دوم مذهب شافعي است كه مفتي و مجتهد آن امام ابو عبدالله محمد بن ادريس شافعي است. و مذهب سوم كه با مرجعيت مالك بن انس بوجود آمده مذهب مالكي نام دارد. و مذهب چهارم مذهب حنبلي است كه امام و پيشواي اين مذهب احمد بن حنبل مي‌باشد. اما فرقه وهابيت ولو از جمله اهل تسنن بشمار مي‌آيد و لكن هم در مسائل كلامي با فرقه‌هاي كلامي اختلاف دارد و هم در مسائل فقهي با مذاهب اربعه داراي اختلافات مي‌باشد. در مسائل توحيد با همه اهل سنت اعم از فرقه‌هاي كلامي و فقهي در تضاد بوده بلكه آنان توسط وهابيت بخاطر اعتقادشان به شفاعت، توسل به رسول الله و زيارت آن حضرت تكفير شده و جان و مال و ناموس آنها براي وهابيون حلال گرديده‌اند. قنوجي در اين رابطه مي‌گويد:‌در زمان ما اتباع عبدالوهاب كه از نجد سر در آورد و بر حرمين مسلط گرديدند و خودشان را منتسب به مذهب حنبلي مي‌كردند همه آنان اعتقاد بر اين دارند كه فقط آنان مسلمان هستند و غير آنها هر كسي مي‌خواهد باشد مشرك‌اند و با اين شعار كشتار اهل سنت و علماء آنها را مباح دانستند. و هيچ كدام از مذاهب اهل سنت وهابي‌ها را در مذهب خودشان قبول ندارند ولو وهابيت خودشان را پيرو مذهب حنبلي مي‌دانند لكن حنبلي‌ها هم آنان را نمي پذيرند بلكه علماء مذاهب اربعه حكم به تكفير وهابيت صادر كرده‌اند. و حتي برادر محمد بن عبدالوهاب بنام شيخ سليمان بن عبدالوهاب كه خود حنبلي مذهب بوده است كتابي بر ردّ محمد بن عبدالوهاب بنام «الصواعق الالهيه في الرد علي الوهابية» نوشته است.

 

جهت اطلاعات بيشتر به منابع زير رجوع شود: 1 . وهابيان، تأليف علي اصغر فقيهي. 2 . اينست همان وهابيت، تأليف محمدجواد مغنيه. 3 . آئين وهابيت، تأليف آيت الله سبحاني. 4 . نقش استعمار در پيدايش وهابيت، تأليف رضا فتح ‌آبادي

 

+ نوشته شده توسط محمد مهدی در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 12:30 بعد از ظهر |

سفرنامه حج 5

 

18/4/86

دوشنبه ساعت 10 به وقت مکه مکرمه

 

 

 

((آنزمان که احرام بستم))

 

ومن مسافرم ای بادهای همواره مرا به وسعت تشکیل برگها ببرید

 


اینجا مکه است و من از هتلی که تقربیا روبه روی گلدسته های حرم شریف است کلماتی را مینگارم که هیچگاه تصور آنرا نمی کردم .چقدر زیباست پیش آمدن اتفاقاتی که به وجود آوردنشان را در زندگی ات حتی حدس هم نمی زنی آنهم دوران جوانی و دانشجویی .....شب گذشته بزرگترین شب زندگی ام بود دیروز از مدینه وداع کردیم از بقیع و غربتش از مسجد النبی و روضه الرضوان و رسول الله .صبح شنبه در پشت دیوارهای مسجد النبی به آقا و ائمه بقیع سلام دادیم و آنجا آماده شدیم برای وداع ظهر.هیجان احرام و اعمال آن اجازه مرورخاطرات زیبای مسجد النبی و گنبد خضراء صفای مسجد تا هتل و زیارتنامه ها و نماز های زیارت نمازشب ها و نماز جماعتش را نمی داد.

در مسجد شجره که مکانی سرسبزبا معماری زیباست اهالی احرام را سفید و یکد ست دیدم گروهایی که نمازهای احرام می خواندندو تلبیه می گفتند .چقدر استرس داشتم برای تلبیه گفتن.ترس از اینکه مبادا 24 مسئله حرام را انجام دهم.اما چه حال دگرگونی، از طرفی ناباوری از اینکه انگار راستی راستی داری به سرزمین وحی و نه به دیدار خانه خدا که به دیدار خدا میروی،و ازطرف دیگرالتهاب پیمان بستن با خدا در محل میقات .

 

اینجا میقات کسانی چون زینب (س) و عباس (ع) ام لیلاو کاروان امام حسین بوده است .این مسجد بخاطر وجود تک درختی که در زمان پیامبربرای احرام ایشان وجود داشته شجره نام گرفته است . درروایت است که امام صادق در زمان تلبیه گفتن ترس و اضطراب بسیاربرایشان مستولی می شد چراکه بایدبسیارازلذایذ زندگی دنیوی رابرخودحرام میکردواین کارسختی است. او که امام بود اینگونه بود خدا به داد ما برسد.

پس از تلبیه ، دیگر شب بود و ادای نماز مغرب و عشاء را داشتیم چقدر اضطراب داشتم .مدام لبیک می گفتیم لبیک... لبیک اللهم لبیک ....با توپیمان می بندم ...هیچ کس را جزتونپرستم وشریک ندانم...

 اضطراب شاید نبود ترس بود از دیدارکعبه . هنوز هم که او را دیدم و در کنارش هستم همین احساس را دارم بسیار بزرگ و الهی میپندارم این حریم شریف را و نمیتوانم در مقابلش آنگونه که بایسته است باشم جلوه ای از عرش الهی که برچهارپایه ا...اکبر ، سبحان ا... ،الحمدا... و لا اله الا ا... بنا شده است آنقدر با شکوه است که تودرمقابلش هیچ حتی ذره هم نیستی سر به زیر و آرام وارد صحن شدیم دسته جمعی و زیر لب ذکر میگفتیم قرار شد وقتی برای اولین بار خانه را دیدیم سجده کنیم وبهترین سجده و زیباترین حرفها و خواست هایت را بگویی آنچه میخواهی بزرگترینش، خیلی فکر کرده بودم اما آخرین لحظه مرشدمان گفت همان چیزی که او گفته بخواهید رهایی از آتش جهنم و عذاب قبر اینکه ما را درحلقه رحمت و مغفرت، توفیق و عصمتش قرار دهد تا آزاد باشیم و آزاد زندگی کنیم . ظهور آقایمان را بخواهیم اینکه خود و خانواده مان و فرزندانمان از جمله یاران او باشند و همه وهمه...

با تمام وجود امشب اشک میریزی آری این کعبه است و اینجا مسجد الحرام ،سرای امن الهی . اینجا مکانی است که تو با تمام کوچکی و حقارتت توفیق حضور در آنرا در سنین جوانی داری . این ازجمله آرزوهایت بود . به یاد می آوری که چقدر آنرا دست نیافتنی می پنداشتی؟ وحال تو اینجایی .

تا دوسه روزجرات نگاه کردن به کعبه را نداشتم. مسیرهای اطراف کعبه و رواقها .در حال طواف سعی میکردم سر به زیر باشم . احساس میکردم که همانگونه که در دعا های طواف میگوییم که خدایا به راستی که عمل من بی مقدار است و زیادی گناهان در بر گرفته آنقدر کوچکم که از حضور در آنجا شرمنده بودم . فکر میکردم اینجا دعوتی بزرگتر از وجود بی مقدارم است .

اینجا میعاد گاهی فراتر از کوچکی کوچک من است اما اینجا جلوه ای از عرش الهی است و خداوند  تو را با همه ی گناهانت پذیرفته است .الله اکبر کبیراً و الحمد لله کثیراً.پس ای کسی که مستجاب میکند خواست مغفورترین خلقش را وقتی که گفت خدایا مهلت بده به من تا روزبرانگیخته شدن، دعای مرا نیز اجابت فرما...

 

+ نوشته شده توسط محمد مهدی در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 12:27 بعد از ظهر |

سفرنامه حج 4

 

14/4/86

پنج شنبه40/4 بعد ازظهر مسجد النبی

 

الان بعد ازظهرچهارده تیر86روزولادت حضرت زهرا (س) وروز مادردرایران است .صبح تماس گرفتم اما جواب ندادن چقدر تماسها اینجا گرونه، دقیقه ای 1000 تومن.خوب وقتی گوشیتو نیاری باید از جیب مبارک بزاری دیگه! میخواستم به مادرم تبریک بگم که نشد.

صل الله علیک یارسول الله صل الله علیک یا نبی الله صل الله علیک یا فاطمه الزهرا.تولد این بانوی بزرگ و علت افرینش را به شما مولای من تبریک عرض میکنم دیشب تو هتل جشن داشتیم.....فکر مکینم سال دیگه اینروزها کجام و چه میکنم چه اتفاقاتی در زندگی ام افتاده چه تغییراتی کردم و چه تصمیم های بزرگی گرفتم ؟

چه حس های غریبی داشتم روزهای اول. اولین باری که اینجا امدم اجنبی های زیادی رو دیدم سنی هایی که بخش بزرگی از وجودت را کنار گذاشته اند و بی محلی میکنند . اینها نمایش اسلام بدون علی اند. وقتی یاد حادثه فدک می افتم25 سال سکوت علی (ع) ،نهایت مظلومیت کسی که توخورشید را بخاطر بزرگی اش متوقف کردی......بغضی عجیب ازجنس بقیع گلویم را می فشارد بغضی که انگار فقط اینجا می شود چندین برابر شدن آنرا تمرین کرد و بیاد آورد که تو با اقوام مختلف چه کردی و چگونه انها را دعوت به اسلام میکردی وحال اینجا با شیعیان تو چه میکنند .

 

اگرچه لایق نبودم، اما شاید اگر نمی آمدم حقارت دنیاومظلومیت شیعه برایم انقدر نمایان نمی شد تا به حال خودمان بخندیم. ازاین همه عقب ماندگی وآنقدر گریه کنیم برای دنیای کوچکمان که لایق بزرگی تو شده است.آقاجان تا کجا این دردها رابایددید و دم نزد تاکجابایدکلیداران اهل بیتت اجنبی ها باشند و ما بازمظلوم باشیم.

آقای من توفیق نصیبمان کن توشه های بزرگی برداریم و برای همیشه در خود نگه داریم.

مولاجان توفیق نصیبمان کن در راه ظهور فرزندت مهدی فاطمه (عج) بسترسازان بی سنگرباشیم.

یا رسول الله که انگارهرقدر نفس میکشم تنها حجم عظیم عشق توام باغربت را در ریه هایم می فرستم تا در آخرین رگهایم خون یابد،علم با اخلاق ،خلق محمدی و عاقبت بخیری را نصیب خانواده دوستان و التماس دعا گویان بفرما.به یمن میلادباسعادت فاطمه زهرا ..آمین

 

 

 

با اینکه خیلی دیر شده اما چون من روز مادر ایران نبودم و در کنار مادرهمه مسلمین جهان بودم ،اینجا از مادرم بخاطرهمه زحماتش و خوبیهاش و فداکاریهاش تشکر میکنم.

 

((مامان جونم روزت مبارک))

 

وبا ارادت به همه مادران مهربان ایران زمین

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد مهدی در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 12:22 بعد از ظهر |

سفرنامه حج 2

 

11/4/86  دوشنبه ساعت 2:30

 

مدینه شهرماست شهرمن است اما ...


 

امروز به کوی عاشقان و دلدادگان گذری کردیم. از همان ابتدا با طمانینه گام بر میداشتیم .روحانی با صفای کاروانمان آقای فائزی هر چند قدم انگار اذن دخول قلبی میگرفت . از درب شماره 15 وارد شدیم برای دیدن گنبد خضرا باید به سمت راست میرفتیم. چقدر این مسیر طولانی بود.نمیتوانستم به گنبد نگاه کنم تصورحضوردر مسجد النبی برایم زیباتراز این حرفها بود اما اکنون انگار که اینجارا دوست ندارم اینها چه کسانی بودند ...نمیتوانستم نگاه کنم...اینها چه کسانی بودند در مسجد ، ناخود آگاه کلمه اجنبی به ذهنم رسیدوعربهای وهابی ازهرقشرومسلک ..اینجا انگارتنهایی در کثرت جمعیت معنا میشود اینجا چقدر غربت در پشت پنجره ها ودیوارها احساس می شود......چیزی در درونم است که نمی دانم چیست ........من میخواستم اینجا از دیدن گنبد سبزاحساس سکون و آرامش کنم میخواستم در داخل مسجدالنبی نمازهایم را زیباترازهمیشه بخوانم اما انگاراینجا دورترازتمام دنیا است...........انگار اینجارنگها بسیاربیشتراست واخلاصها کمتر چرا من دراینجا زیبایی نمی بینم ...چرا اینجا همه غصه های عالم دو برابر است چرا انقدر اینجا تنهایم ....

کسی گفت این حال را قدر بدان اینجا ازهرکس به نوعی و باحالی پذیرایی میکنند اماانگارحال من بدترازهمه است اینجاارضاءروحی نمی یابم نکند اینجا راه حلی برای حل عقده ها وبازگشایی گره هایم نباشد ..نکند باحالی خراتربازگردم خدایا چه چیز برایم در نظر گرفته ای این همه غم را برای چه برایم نمایان میکنی انگار بی معرفتی آدمها در اینجا نیز پایانی ندارد چه کسی گفته فقط پاکترین ها را خداوند به حج دعوت می کند اتفاقااینجا هم آدمهای ناپاک هستند، شاید...........دلم به حال خودم می سوزد نکند هنوز شیطان دست از سرم برنداشته و زنگارهای دلم همچنان قلبم را پوشانده اند، نکند کسی حلالم نکرده...امان از این نفس اماره....چرا نمی توانم مثل دیگران نگاه کنم و از بودن در مسجدالنبی لذت ببرم...انگار از اهالی اینجا نیستم اما باید برایم اینجا آشنا باشد ولی نیست انگار دلم پژمرده و مرده است نابود شده است مهر باطل خورده شاید....

چقدر گریه کردم با تمام ادب و تواضع در پیشگاه پیامبراکرم (ص) بودم وجرات بالا آوردن سرم را نداشتم قدم به قدم تاقبر پیامبر... اینجا جاپای پیامبر است ...نفس های پیامبر ...طنین صدایش ..قدم به قدم تا بقیع ....و سلام به بانوی عالم...این فاصله کوچه پس کوچه های بنی هاشم بوده است ...اینجا بانوی من ازدواج کرد ،قدم به قدم با علی و پیامبر به خانه بخت رفت که در بین راه ....

از آنجا بود که غریب شدم تنها شدم و لحظاتی بعد مصداقش را دیدم.شرطه ای ما را به زورازآنجا بلند

کردوگفت :سلام، فقط السلام علیک یارسول الله وخلاص....چقدرغربت...

به جای دیگری رفتیم و داشتیم متوسل میشدیم به بانو.زیارتش رابه نیمه نرسانده بودیم که شرطه دیگری آمد و بلندمان کرد مظلومیت تا کجا؟؟چقدر پریشان حال بودیم گوشه دیگری رفتیم و به چهارامام بقیع سلام دادیم...دیگر چیزی برای گفتن نداشتم وفقط مبهوت بودم.

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد مهدی در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 8:49 بعد از ظهر |

 

سفرنامه حج 1 

 

 

در تب و تاب رسیدن

10/4/84 داخل هواپیما

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

آنجا که تمام سکوتهاحرمتی است... بر سرزمینش و انجاکه تمام نگاهها دریایی است از قطرات تمنا و شوق وصال... و آنجا که تو اینک شاید نه با تمام وجود بلکه با کمال بهت و ناباوری از اینکه نه همت کرده ای و نه خالص بوده ای بلکه دعوت شده ای از آسمان این کلمات را مینگارم و میدانم که شاید در نقطه بازگشتی دیگر نتوانم قلمی بر دست گیرم و آنچه دیده و شنیده ام بنویسم که زمانی چشمهایت را می شویی و تلاش میکنی جور دیگر ببینی اما چیزی برای گفتن نداری... در تب تاب رسیدن و دیدن کسانی که قرار است همسفر تو باشندکسانی که آنها هم دعوت شده انداما چقدر باتو متفاوتند. دنیاها ودیدگاهها ، نگاهها و تلاشها همه وهمه به دنبال چیست؟ رها شدن ازروزمرگی، ازچنگالهای تیز و بران و خستگی ناپذیر شیطان که بر طبل نفس میکوبد تابلکه صدایش را بشنوی و او رادعوت به ریشه دواندن در وجودت کنی ،چقدر سخت است........... منتظر تحولی بزرگ درزندگی ام بودم و به این نقطه رسیدم پس از سالها انتظار و کشمکش با خود بیخودی که اکنون هیچ چیز از عرفان حج و فلسفه اش نمیدانم اما میدانم که کسی ترا بزرگتر و فراتراز این زمین پست و آدمهایش میداند و می خواهد که فراتر از این دنیا تنفس کنم .سوال اصلی اینجاست چگونه باید جان را شست؟ چگونه باید با جانی پاک دراین دنیای خار و زبون زندگی کرد؟حج آیینی بزرگتر از تمام آیین هاو مراسم ها و همایشهاو..... و تو به این عظمت دعوت شدی شایسته ی این عظمت دیده شدی حال چگونه باید شکرش گویی و این جان فرسوده و خسته از تمام اندوهها و زجزهای عالم سرزنده وحی باقی و متوسل و متوکل نگهش داری؟

چقدر آسمان زیباست... بر فرازابرهاپروازکردن و غبطه به حال ملائک خوردن که نه در آسمان بلکه در عرشی الهی پرواز میکنند و توای انسان چقدر حقیر و کوچکی و در این حقارتت خود راغرق در زندگی دنیا کرده ای....چقدر کثیف وپست.... انقدر که حتی اجازه ترک محرمات و انجام واجبات را بخود نمیدهی. نمیدانی که حج یعنی چه؟؟ به دیدار رسول ا... میروی احترام و حرمتش را حفظ کن. چقدر گزنده است زبونی و زیبایی تن و ناخالصی جان . به امید یکدلی روح وتن به سپیدی و یکرنگی طواف خانه خدا.

 

+ نوشته شده توسط محمد مهدی در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 8:46 بعد از ظهر |