یک
یک اولتیماتوم واجب
روزگذشته خبرتحریم عمره مفرده درصورت ادامه بدرفتاریها با شیعیان توسط آقای ری شهری در رسانه ها اعلام شد اگرچه بنظر کمی دیر میرسید اما امری واجب بود.
در دنیایی که دیگر از جهان اسلام فقط یک نام باقی مانده و ابرقدرتهای غربی بخوبی از این مسئله باخبرند،نقش ایران بعنوان شاه شطرنج خاورمیانه نقش کلیدی و حساسی است و هر عکس العمل از جانب ان منجر به واکنش جدی غرب خواهد شد تنها کافی است به تیتر روزنامه ها در یکی دوماه گذشته نگاهی بیاندازیم .
در آستانه سالگرد پیروزی حزب الله فروش بی سابقه تسلیحات آمریکایی به کشورهای منطقه همزمان ،روی کارآمدن حزب دموکرات اسلامگرا در انتخابات ترکیه وتوطئه ای آمریکایی –عربی در اظهار نظروهابیون عربستان برای انهدام عتبات عالیات و انفجارهای مداوم درعراق نشانه های طرح جدی رودر رویی و اختلاف افکنی شیعه و سنی در منطقه است واین دقیقا همان نکته ای که مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود به آن اشاره نمودند.
نگاه وهابیون به اسلام و دین رابه راحتی می توان در مکه مکرمه ومدینه منوره لمس کرد ان هنگام که به توی مسلمان اجازه لمس دیوار کعبه را نمی دهند و وای به حالت اگر زن باشی،ندبه و روضه خوانی درمطاف و اطراف بقیع و مسجد النبی ممنوع است هیچ هتلی در مکه نباید بلندتر از مناره های کعبه باشد در حالی که در حال حاضر بلندترین هتل در حال ساخت درکنار مسجد الحرام که بلند ترازمناره های کعبه است از آن سران آل سعود است.
نمای اطراف مسجدالحرام بسیار نازیبا شده وقتی از پنجره هتل به مسجد و مناره ها نگاه می کنی تمام پشت بام های ساختمانهای چندین طبقه اطراف پرازدیشهای ماهواره است برای ساکنان سنی عربستان شکم ،ماهواره و زن تمام زندگی صبح تا شب است.
از نظر وهابیون زن اگرزیریک سقف باهرمردی باشد حلال شرعی است!!
پس تصورکنید که تمام زنانی که باپوشیه ونقاب درصحن مسجدالحرام و کنارروضه النبی هستند در بیرون از این مکان چگونه اند.
تدابیر شدید امنیتی وقوانین سخت سنی ها تنهادردوشهرمدینه ومکه است ،درسایر شهرهاهمچون ریاض ، طائف و... خبری از این چیزها نیست.
ورود دوربین به صحن مسجد الحرام و داخل مسجدالنبی ممنوع است و اگر این دوربینها و یا موبایل را در دست یک ایرانی ببینند به بدترین وضع با او برخورد میکنند در حالی که برای سایر ملیت ها اینگونه نیست و من به چشم خود این تبعیض نژادی را دربرخورد با چند تن از دانشجویان ایرانی دیدم .
به یاد دارم که در نماز صبحی در مسجدالحرام با یکی از دانشجویان در کاروان دیگر آشنا شدم و او از تحریم عمره مفرده ازسوی آیت الله مکارم خبر داد و می گفت که دانشجوی زبان عربی است و روز گذشته در خطبه های نماز جمعه از سوی مفتیشان شنیده است که میگفت فرقه جدیدی به نام شیعه در اسلام به وجود آمده که که با دستورات ما مخالف است و این افراد(شیعیان)کافراند.
البته از نظر آنها خون ما شیعیان حلال است و تا به حال هم که زنده مانده ایم احتمالا به دلایل سیاسی و اقتصادی دولت عربستان بوده است.!!
باتوجه به اینکه از نظر اقتصادی بازارهای وارداتی عربستان بسیار وابسته به مشتریان ایرانی است چراکه بیش از همه زائران، ایرانیان خرید می کنند تا سنت حسنه سوغات را به جا آورند تاحدی که همه فروشندگان عرب زبان فارسی را به خوبی می دانند و شما بعنوان یک مشتری ایرانی اصلا نیازی به دانستن زبان عربی نمی بینید،بایکوت اقتصادی راه حل خوبی برای مبارزه با تعصبات سنی به نظر میرسد .
واکنش جدی علمای ایران در جریان فتوای علمای وهابی برای تخریب عتبات عالیات بسیار قابل ستایش است اما انتظار میرفت که سخنگوی وزارت امور خارجه نیز درنشست این هفته با خبرنگاران و یا در یک اعلامیه به نکته اشاره میکرد چراکه چیزی واجبتر از رفاه حال زائران بدون تبعیض نژادی در عربستان بنظرنمیرسد.
برای تبدیل نشدن وضعیت کعبه بعنوان قبله مسلمین و زائران مسلمان شیعه، به وضعیت قدس به عنوان قبله اول مسلمین و مسلمانانش اتخاذ یک موضع جدی از سوی دولتمردان ایران ضروری بنظر میرسد.
موضوع برای من زمانی جالبتر شد که در وبلاگ یکی از همسنگران ضد صهیونیست مطلبی را درباره ارتباط یهود و وهابیت خواندم که در زیر می آید و هم اینجا از ایشان بخاطر این دقت نظر تشکر میکنم.
حوه پیدایش وهابیت و تفاوت آن با ديگر مذاهب اهل تسنن چيست؟ (وهابیت واسلام)
همه شما نام فرقه متحجر وهابیت را که دولت سعودی مروج آن است، شنیده اید. اما نکته ای که کمتر از آن صحبت شده است یهودی الاصل بودن بنیانگذار و مروجان این فرقه است.
در کتاب «خاندان سعودی را بشناسیم»، نوشته ناصرالسعید در مورد «محمد بن عبدالوهاب»، بنیانگزار فرقه وهابیت چنین آمده است:
«پدر بزرگ محمد بن عبدالوهاب، یک یهودی به نام « سلیمان قرقوزی» بود که از ترکیه به حجاز مهاجرت کرده بود .»(ص۳۳)
همچنین در مورد خاندان سعودی که مدت دو قرن است بر حجاز حکومت می رانند چنین می خوانیم:
« نام جد یهودی خاندان آل سعود که خود را به مسلمانی زد ، مردخای بن ابراهیم بن موسی از یهودیان بصره بود.»(ص۲۶)
--------------------------------------------------------------------------------------------
لطفا مطلب زیر را خوب بخوانید وهمه آن را بخوانید تا جای هیچ گونه ابهامی نباشد...
در اين رابطه لازم است در سه محور بحث را متمركز كنيم: 1 . تاريخچه تفكر و عقايد وهابيت: عقايد و تفكرات مذهبي كه اساس و اصول فرقه وهابيت را ميسازد قرنها پيش بذر آن بوسيله بعضي ازعلمايي كه خودشان را به مذهب حنبلي، يكي از مذاهب اهل سنت نسبت ميدادهاند پاشيده شده و رفته رفته از حوزه فكري پديد آورنده آن تجاوز نموده و بعضي از عوام نيز در دام و حصار اين عقايد انحرافي و نفاقزا قرار ميگيرند. اعتقادات اولية فرقه وهابيت را مسئله زيارت قبور انبياء و صلحاء، شفاعت و متوسل به آنان تشكيل داده و از همين جا با ساير مذاهب اسلامي راهشان را جدا نموده «اين مسائل را اساس توحيد و شرك قرار داده و بر همين مبنا همة مسلمين را كافر و مشرك ميدانند. و ساير اختلافات وهابيت با مسلمين نيز در حقيقت از همين جا ناشي ميشود. مبدع پديدآورندة اصلي عقايد وهابيت احمدبن عبدالحليم معروف به ابن تيميه است كه در سال (661 ق) در شهر حران يكي از شهرهاي عراق متولد گرديد. اگرچه چند سال قبل از او در قرن چهارم هجري «ابو محمد بر بهاري» يكي ديگر از علماء حنبلي زيارت قبور را منع كرده بود كه از طرف خليفه عباسي مورد انكار قرار ميگيرد و در همين قرن چهارم عبدالله بن محمد عبكري حنبلي معروف «به ابن لطه» متوفاي 1378 قمري زيارت و شفاعت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را انكار نموده و سفر براي زيارت قبر آن حضرت را سفر معصيت دانست. ولكن ابن تيميه اين عقايد حرمت زيارت و طلب شفاعت از پيامبر اسلام و ساير اولياء را با ضميمه يك سلسله عقايد و تفكرات جديد ديگر به طور حساب شده و در كتابهاي متعدد به صورت گسترده و بر محور شرك وتوحيد ـ كه در حقيقت تمام اعتقادات او از دشمني با اهل بيت پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نشأت گرفته است ـ تدوين نموده و براي اخلاف خودش به جا گذاشت. و در برابر آراء و نظريات ابداع شده و غريب از دين اسلام ابن تيميه، علماء بزرگ اسلامي اعم از شيعه و سني هم عصر او و بعد از آن آرام ننشسته و كتابهاي زيادي را در ردّ عقايداو نوشتهاند. ابن بطوطه،عبدالله بن سعد يافعي، تقي الدين سبكي،ابن حجر مكي، قاضي احنائي هر كدام به ترتيب كتابهاي بنام تحفة النظار مرآت الجنان، شفاء السقام في زيارة خير الانام، جوهر المنظم في زيارة قبر النبي مكرم و المقالة المرضيه در ردّ عقايد ابن تيميه نوشته و همچنين ابوحيان اندلسي، كمال الدين زملكاني،ابوبكر الحصيني، ابن حجر عسقلاني، شيخ موسوي عبدالعظيم هندي، حافظ ذهبي، هر كدام به سهم خود عقايد و نظرات ابن تيميه را مردود شمرده و منافات و تضاد آراء او را با اسلام به اثبات رساندهاند. و بالاخره علمأ اهل سنت به خصوص علماء شافعي مذهب و مالكي مذهب مخالفتشان را با ابن تيميه از حوزه نظر به حوزه عمل برده و چندين بار او را راهي زندان حكام وقت نموده و در سال 728 قمري در زندان ميميرد. بعد از مرگ ابن تيميه شاگرد مخلص او بنام محمد بن ابوبكر معروف به ابن قيم الجوزيه كتابها و آثار استادش را جمعآوري كرده و در ترتيب و تبويت و انتشار آن تلاشهاي پيگير را متحمل شده و خود نيز كتابهاي متعددي را براي حفظ و دفاع از عقايد استادش نگاشته است. بعد از ابن قيم كسي به نام حامي عقايد ابن تيميه معروف نميباشد و اين عقايد همين طور در ميان كتابهاي آنان باقي ميمانند تا اينكه شخصي به نام محمد بن عبدالوهاب به عنوان مجدّد دين در قرن دوازدهم هجري قمري سر از نجد عربستان درميآورد. 2 . ظهور فرقه وهابيت و حكومت وهابي: محمد بن عبدالوهاب بن سليمان تيهمي به قولي در سال (1111 ق) و بنابر قول ديگر در سال (1115 ق) و (1703 يا 1704 م) در شهر عيينه از شهرهاي نجد متولد گرديد. او تحصيلات ابتدائي خود را از پدرش فراگرفت و در شهرهاي ديگري به تحصيلات خود ادامه داد او در همان اوايل نظرات و عقايدي را درباره دين اسلام مطرح ميكرد كه مورد مخالفت و منازعه پدرش قرار ميگرفت او بعد از اينكه پدرش در حريمله از دنيا رفت مردم را به سوي عقيده خودش دعوت كرد و به شهري كه ميرفت بعد از اظهار عقايدش مورد تنفر مردم قرار گرفته و از شهر بيرونش ميكردند. و حتي در شهر حريمله بعد از فوت پدرش مردم قصد كشتن او را كردند و به ناچار از آنجا فرار كرده و به عيينه وطن خودش نزد حاكم آن شهر بنام عثمان بن معمّر ميرود. عثمان از او استقبال ميكند و شيخ وهابي نيز وفاداري خود را به او نشان داده و او را به تصرّف تمام نجد اميدوار ميگرداند. و در رابطه با همكاري بين طرفين با هم پيمان و معاهده ميبندند و لكن اين معاهده پايدار نمانده و با تهديد سليمان بن محمد امير احساء بعد از اينكه شيخ وهابي اعمالي را با سليقه اعتقادي خودش مرتكب ميشود،عثمان از ترس اينكه توسط امير احساء مورد هجوم قرار نگيرد او را از عيينه اخراج ميكند. و شيخ وهابي در سال (1160 هـ . ق) وارد درعيه شده و با امير درعيه محمد بن سعود جدّ آل سعود هم پيمان ميگردد. و به اين ترتيب نطفه فرقه وهابيت و حكومت مبتني بر عقايد آن توسط نيروي مذهبي محمد بن عبدالوهاب از يك طرف و نيروي سياسي و نظامي محمد بن سعود از طرف ديگر در درعية نجد منعقد ميگردد. و شخص محمد بن سعود امير درعيه با محمد بن عبدالوهاب براي دعوت مسلمين به سوي اسلام جديد وهابي و براي قتال و جنگ و كشتن مسلمانان در راه خدا بيعت ميكند. و اين حكومت با موضعگيري خاصي در برابر همه مسلمين به نحوي كه گويا پيامبري تازه و جديد در آنجا براي نجات مسلمين مبعوث گرديده است به اطراف و شهرهاي مجاور دعوت نامه فرستاد و كمكم با كشتارهاي بيرحمانة مسلمانان و با كمك نيروهاي خارجي بالخصوص حكومت انگليس در سرزمين عربستان گسترش پيدا كرده و در نهايت تمام جزيرة العرب در تحت سيطرة حكومت آل سعود در ميآيد. كه تا امروز اين حكومت در نسل آل سعود همچنان ادامه دارد. و فرقه وهابيت و حكومت سعوديها به نحوي درهم آميخته است كه وهابيت اصلاً در حكومت آل سعود تبلور پيدا كرده است و جداي از آن چيزي بنام وهابيت وجود ندارد. وهابيت و مذاهب اهل سنت: الف) مذاهب كلامي و اعتقادي: اهل سنت در نصف اول از قرن دوم به دو فرقه كلامي تقسيم شدند. يكي فرقه اهل حديث كه در اعتقادات و احكام فقهي به ظواهر آيات و روايات تعبد داشتند و لذا براي خداوند تأمل به اعضاء و جوارح بوده و در ميان آنان مشبهه و مجسمه نيز پديد آمدند. در مقابل اهل حديث، فرقه معتزله وجود داشت كه تعقّل و تفكّرگرا بودند. و اين دو فرقه دائماً در برابر هم قرار داشتند و با تغيير شرايط در دستگاه خلفأ عباسي گاهي اهل حديث از حمايت خلفاء برخوردار ميشد و گاهي معتزله با حمايت خلفاء تقويت شده و اهل حديث تضعيف ميگرديد. و از زمان متوكل عباسي تا زمان مقتدرعباسي شرايط به نفع اهل حديث بود و فرقه معتزله تحت فشار سخت قرار داشت تا اينكه ابوالحسن علي بن اسماعيل اشعري از اعتقاد اعتزالي خودش دست برداشته و با توبه و انابه در سلك اهل حديث داخل ميشود. و سپس درصدد اصلاح آن برميآيد و در نتيجه اصلاحات او فرقه جديدي بنام فرقه اشعري پديدار ميشود و امروز اكثر اهل سنت از عقايد كلامي اشعري متابعت ميكنند. و فرقههاي ديگر اهل سنت چندان در بين جامعه اهل سنت حضور ندارند. اهل سنت از جهت فقهي به چهار مذهب تقسيم شده است. كه عبارتاند از مذهب حنفي كه توسط ابوحنيفه نعمان بن ثابت پايهگذاري شده است و تمام پيروان اين مذهب در مسائل فقهي از فتاوي او تقليد ميكنند. و مذهب دوم مذهب شافعي است كه مفتي و مجتهد آن امام ابو عبدالله محمد بن ادريس شافعي است. و مذهب سوم كه با مرجعيت مالك بن انس بوجود آمده مذهب مالكي نام دارد. و مذهب چهارم مذهب حنبلي است كه امام و پيشواي اين مذهب احمد بن حنبل ميباشد. اما فرقه وهابيت ولو از جمله اهل تسنن بشمار ميآيد و لكن هم در مسائل كلامي با فرقههاي كلامي اختلاف دارد و هم در مسائل فقهي با مذاهب اربعه داراي اختلافات ميباشد. در مسائل توحيد با همه اهل سنت اعم از فرقههاي كلامي و فقهي در تضاد بوده بلكه آنان توسط وهابيت بخاطر اعتقادشان به شفاعت، توسل به رسول الله و زيارت آن حضرت تكفير شده و جان و مال و ناموس آنها براي وهابيون حلال گرديدهاند. قنوجي در اين رابطه ميگويد:در زمان ما اتباع عبدالوهاب كه از نجد سر در آورد و بر حرمين مسلط گرديدند و خودشان را منتسب به مذهب حنبلي ميكردند همه آنان اعتقاد بر اين دارند كه فقط آنان مسلمان هستند و غير آنها هر كسي ميخواهد باشد مشركاند و با اين شعار كشتار اهل سنت و علماء آنها را مباح دانستند. و هيچ كدام از مذاهب اهل سنت وهابيها را در مذهب خودشان قبول ندارند ولو وهابيت خودشان را پيرو مذهب حنبلي ميدانند لكن حنبليها هم آنان را نمي پذيرند بلكه علماء مذاهب اربعه حكم به تكفير وهابيت صادر كردهاند. و حتي برادر محمد بن عبدالوهاب بنام شيخ سليمان بن عبدالوهاب كه خود حنبلي مذهب بوده است كتابي بر ردّ محمد بن عبدالوهاب بنام «الصواعق الالهيه في الرد علي الوهابية» نوشته است.
جهت اطلاعات بيشتر به منابع زير رجوع شود: 1 . وهابيان، تأليف علي اصغر فقيهي. 2 . اينست همان وهابيت، تأليف محمدجواد مغنيه. 3 . آئين وهابيت، تأليف آيت الله سبحاني. 4 . نقش استعمار در پيدايش وهابيت، تأليف رضا فتح آبادي
+ نوشته شده توسط محمد مهدی در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت
12:30 بعد از ظهر |