سفرنامه حج 3
12/4/86
ساعت 30/12 هتل جوهره العاصمه
قطعه ازبهشت در محاصره وهابیون
امروزصبح برای دیدن روضه النبی و قبرومحراب پیامبرو خانه زهرا(س) ساعت 6 صبح به طرف حرم حرکت کردیم از دیروز خیلی بهترم اما هنوز هم مکررا احساس تنهایی و غربت می کنم مدینه شهر پیامبر است اما وقتی می بینی که گرد انسانهای سخیف و کثیفی اسیر شده است دلت به حال خودت می سوزد که حتی در شهر خودت هم باید شاهد نامریها باشی . از آن سوی دنیا به اینجا آمده ای برای عبادت و تهجد و زیارت اما امروز چنان نزدیک بود درمحل روضه النبی که با فرشهای سبز و کرم پوشیده شده و قطعه ای از بهشت است زیر دست و پا له شویم که پشیمانتر ازهر چه نماز است باعجله ازآن مکان پس از یک ساعت ونیم انتظارخارج شدیم ومن دردل با عزت و احترام و سلام و صلوات برمحمد وآلش بیشترازهمیشه خودم را به پیامبر نزدیک احساس میکردم...

اینجا همانجا بودکه پیامر نماز میگزارد و برمنبرمیرفت اگرچه آن منبر سوخته بود و در محل دفن آن منبر جدیدی گذاشته اند واگرچه تمام مناطقی که خانه معروف زهرا وقبرپیامبراست با ضریح سبزرنگ و کاملا مشبک پوشیده شده، اما توازهرزمان دیگری نزدیک به تاریخی. بیش ازهمیشه انگار 1400سال پیش نزدیک شده است باب جبرئیل محل بازی حسن و حسین... آنجا که آیه 102 سوره توبه درباره ابولبابه نازل شد ...جایگاه شب زنده داری پیامبر پشت منزل علی و فاطمه ،جایگاه نگهبانی علی از پیامبر در مسجد که ستون حرس نام دارد و آنجا که علی را کشان کشان از منزل بیرون بردند و زهرا در حالی که خون از سینه اش می چکید و پهلویش شکسته بود به دنبال علی به مسجد آمد.....در خانه زهرا رو به مسجد گشوده می شد و تو ازعظمت وتقدس این مکان تنها میتوانی برمظلومیت ائمه درطول تاریخ اشک بریزی از4امام معصوم که دربقیع هستند تا قبرپیامبرکه اصلا قابل روئیت نیست.
و توبه عنوان یک زن مسلمان ایرانی چقدر این تضادهای جنسیتی و سخره وهابیون عرب را توهین می پنداری آنگاه که به تو اجازه نزدیکی به حرم را نمی دهند ومردان عرب وهابی درکمال آرامش زیارتش میکنند و بیش ازنیمی ازمسجد رادراختیار دارند. اینجا جاهلیت عرب هنوز پابرجاست.

