نمی دونم چقدر رادیو جوان را گوش میدهید و یا اینکه ازش شنیدید اما انگار سخره گرفتن آنتن رسانه ملی اصلی است که به زیبایی و با برنامه ریزی در برنامه های این رادیو رعایت می شود در مسیر متفاوت بودن این شبکه با سایر شبکه هاانچنان بی راهه می رود که همچون انسانی مست در برهوت هردم سرابی میبیند و به آن سمت می رود متاسفم که باید جلفترین برنامه ی این شبکه تحت عنوان هفتایی ها که هر صبح جمعه از این شبکه به صورت زنده و به کارگردانی مستقیم یا غیر مستقیم فرزاد حسنی پخش می شود نام ببرم. تا اواخر سال گذشته انتظار اتمام برنامه و عدم پخش آنرا در سال جدید داشتم اما شاید خیل مخاطبان و جوانان نااگاه از همه جایش ، باعث تداوم آن شده است و یا شاید هم رابطه بر ضابطه در این شبکه مثل سایر ارکان رسانه ملیمان مستولی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پتانسیل بالای مسخره کردن کسانی که با برنامه تماس میگیرند موضوعات بی هدف بعلاوه نمایشهایی که شخصیتهای ان همچنان ناشناخته باقی مانده است از جمله ایرادات اساسی این برنامه می باشد .ایجاد شادی بدون هدف و مسیر مشخص هجو است و این برنامه تبحر خاصی در هجو و بیهوده گویی به مدت دو ساعت و نیم دارد!!!!!!؟؟؟زیر خط افسوس.......
+ نوشته شده توسط محمد مهدی در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت
11:9 بعد از ظهر |
رسانه ملی واعمال ناحق
چقدر سخته که در محیط های زدوبندی کار کنی چقدر سخته که شاغل در مکانی باشی که نه تنها در اصل نباید هیچ زدو بندی وجود داشته باشه بلکه تنها و تنها باید فرمایشات مقام معظم رهبری در آن بدون هیچ کم وکاستی اجرا شد از آنجایی که ریاست سازمان صدا و سیما به طور مستقیم توسط مقام معظم رهبری انتخاب میشوند پس باید نیروهای اجرایی و عملیاتی سازمان نیز تحت تدابیر قاطع امنیتی و دینی و علمی انتخاب شوند که متاسفانه این چنین نیست وقتی می بینم و میشنوم که برخی افراد تازه به دوران رسیده بدون هیچ گونه تخصص و تعهد لازم علمی و اخلاقی در محیط رسانه پا میگذارند و باز هم جای بسی تاسف است که وقتی علت حضور آنها را جویا میشویم پی به علاقمندی فلان مسئول سازمان به این فرد میبریم(حالا خانوم یا آقا بودنش با خودتون)........زیر خط افسوس میروم............بعلاوه اینکه می شنوید عموی ایشان مدیر حراست سازمان برق استان است بیشتر به حال رسانه ای که امروز باید خط مقدم عدالت خواهی و انصاف و دشمن شناسی و ولایت مداری باشد افسوس می خورید حال فکر کن که دست تو کوتاه باشد و خرما بر نخیل ! با کلی ادعا ی تعهدوعلم چقدر باید زجر بکشی و حرص بخوری!!!راستی یکی بگه حراست اداره برق چه ربطی به صدا و سیما داره؟؟؟
یاد مطلب (( بغض و کینه انقلابیتان را در سینه نگهدارید)) آقای طالبی در وبلاگش افتادم که از قول امام خمینی نوشته بودند.
+ نوشته شده توسط محمد مهدی در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت
11:8 بعد از ظهر |
تدوین منشوروحدت کشورهای اسلامی راه پیشبرنده ای بود که توسط مقام معظم رهبری ارائه شداما به نظر میرسد در قعطنامه پایانی این بیانیه جای محکوم کردن اقدامات اخیر رژیم صهیونیستی در تخریب دیوارهای باب المغاربه مسجد الاقصی خالی بود .اگرچه قعطنامه پایانی اجلاس ریاض چندی پیش به طور قاطعانه این اقدامات را محکوم کرد و خواهان بازگشت آوارگان فلسینی و خروج ژیم صهیونیستی از اراضی قدس شداما به نظر میرسد بیستمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی خود نیازمند وحدت بیشتر وتیزبینی انها می بود.....!!!!
+ نوشته شده توسط محمد مهدی در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 و ساعت
6:38 بعد از ظهر |
خاطره به یادماندنی خبرنگاری کوچک
شاید بزرگترین اتفاق سال 85برای مردم استان حضور رهبر بزرگ ایران در جمع مردم استان سمنان بوداگرچه مدت زمانی که تک تک مردم در کنار ایشان بودند کم بود اما به اندازه آسمان
ارزشمند بود حضور 5 روزه ایشان در استان چنان جوشش وپویشی را در استان به
وجودآورد که انسان احساس می کرد که تا به حال چقدر همه چیز راکد بوده است
دم مسیحایی امیرعلمدار عصر ظهور در استان ،انسان را تا اوج پرواز در
آرمانهای بلند انقلاب می برد .تا آنجا که افق های بلند ایرانی باید تحقق
یابد و چقدر من و تو در به ثمر رسیدن آن نقش داریم انقدر فضا معنوی
،پرهیجان و خود جوش بود که من به عنوان یک گزارشگر رادیو در شهر کوچک
دامغان تصمیم گرفتم درسم را کنار بگذارم و این چندروزرادیوومردمم رادریابم
و آنرا به سرتاسراستان انعکاس دهم.
اگرچه همیشه کارخبر و گزارش طی سه
سال گذشته که شروع کردم بسیار برای من هیجان انگیز و خاطره انگیز بوده و
تجربیات بسیاری را کسب کرده ام ولی حضور مقام معظم رهبری نه نتها تجربه ای
بزرگ برای دست اندرکاران امر استقبال دراستان بود بلکه روح تازه ، طعم
ولایت،لمس حضورروحی معنویی بود که تداعی کننده حضورمهدی فاطمه بود. همه با
سلام وصلوات بر خامنه ای بزرگ به استقبال می آمدند و آماده می شدند........
ما از ساعت شش و نیم الی 7 صبح آماده می شدم برای تهیه گزارش رادیویی و
فرصت مغتنمی بود برای من تا در کنار دوستان و همکارانم از خبرگزاریهای
مختلف رادیو و تلویزیون و حتی شبکه خبر آمده بودند ،تجربیات گران سنگی کسب
کنم.
اگرچه برای من که مدتها کار خبر و گزارش های استانی انجام داده
ام، دیدن همکاران و حضور مردم در صحنه چیز عجیبی نبود اما زمانی که خورشید
طلوع می کند همه بیدار می شوند.......
عجیب همه منتظرلحظه ی ورود بودند
عکاسان ،خبرنگاران،تصویربرداران وگزارشگران و چقدر این لحظه طول می کشید
به یاد دارم که از هشت ونیم تا 11 صبح ما منتظر این لحظه بودیم و هی گزارش
می دادیم که تا لحظاتی دیگر مقتدای ازادگان ایران حضور می
یابند.!!!................چه خاطره بزرگ و زیبایی بود..... آنجابه داشتن
چنین شغلی افتخارکردم.
حالا از آخرش بگذریم که چطوری دوستان حال مارو گرفتن بد جور!!!
+ نوشته شده توسط محمد مهدی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 و ساعت
9:17 بعد از ظهر |